۱۶ مهر ۱۴۰۲

شلوموساند

 

شلوموساند که از تاریخ پژوهان جدید اسراییل است و برخلاف ادعای خبرسازی فارس نه در لندن بلکه در تل آویو درس تاریخ می‌دهد معتقد است که تاریخ علم نیست. تاریخ درست نیست. صحیح و دقیق نیست. تاریخ می‌گوید اینطور فکر کن و فلسفه راه فکر کردن را یاد می‌دهد.
می‌گوید که در اسراییل از دبستان تا هجده سالگی شما کتاب مقدس می‌خوانید. خود او کتاب مقدس خوانده بود. می‌گوید معلم وقتی کتاب مقدس درس می‌داده از معجزات می‌گذشته. شلومو می‌گوید که معلم سهم فقهی را جا می‌گذاشته و خوانشی عقلایی داشته.
یعنی عهد عتیق درس تاریخ اسراییلی‌هاست.

تا روزی باستان‌شناس یا دیرین‌شناسی اسراییلی کوچ یا مهاجرت یهودیان را زیر سؤال می‌برد. شلومو همان سلیمان است. شلومو به خود می‌گوید پس آن سلطنت سلیمان با آنهمه همسر وجود نداشته است. تکان خورده است.

تحقیقی دیگر مهاجرت یهودیان را از دست رومی‌ها حدود سال ۷۰ میلادی انکار می‌کند. بعد از شورش، رومی‌ها یهودیان را بیرون می‌کنند و از آنجاست که یهودیان در دنیا پراکنده می‌شوند.
شلومو به کتابخانه بزرگ تل آویو می‌رود تا متنی، مطلبی در باره هجرت یا تبعید بیابد. نمی‌یابد. از تاریخ‌دانان می‌پرسد، می‌گویند ما چیزی در این باره ننوشته‌ایم. نداریم.

نخستین تلمود بر خاک فلسطین نوشته شده، بعد از میلاد. مردمان قبل از مسیحیت یعنی در زمان کتاب مقدس یهودی نبودند. توحیدی بودند. بعد از مسیحیت یهودی شدند. تلمود از نقطه نظر فقهی نخستین متون یهودی‌ست. عهد عتیق کتابی توحیدی‌ست.

شلوموساند معتقد است بیشتر مردمانی که بر خاک فلسطین زندگی می‌کردند اسلام آوردند. البته اسناد خیلی کمی موجود است.

یهودیت تا قرن چهارم دینی تبلیغی‌ست تا اینکه مسیحیت آن را ممنوع می‌کند اما آن را به عنوان دین می‌پذیرد، تحمل می‌کند.
شلومو می‌گوید یهودیان مغرب تبار بربر دارند. یعنی بربرهایی که یهودی شدند. بعضی بعدها اسلام آوردند.

چنین است که ساند کتابی می‌نویسد که مردم یهود وجود ندارند. که یهودی لهستانی و یک یهودی اهل کازابلانکا بدون هیج ارتباطی، یدون اینکه زبان یک‌دیگر را بفهمند، یا یک غذا بپزند و بخورند، یک مردم نیستند.


ساند ادامه می‌دهد که یهودی لائیک وجود ندارد. می‌پرسد یهودی لائیک چه معنی می‌دهد. یک یهودی فرانسوی که دین ندارد، تدین ندارد و زبان عبری نمی‌داند و دین را به فرزندانش منتقل نمی‌کند، لائیک است، چه نوع یهودی‌ای است، یا چرا یهودی‌ست؟ او آنها را فرانسوی یا حتی پاریسی می‌داند.
عده‌ای از قربانیان در اردوگاه‌های نازی نمی‌دانستند در اردوگاه چه می‌کنند. آنها خود را آلمانی می‌دانستند. نه یهودی.

شلوموساند ضد صهیونیست است. می‌گوید دین یهود یهودیان را از بازگشت به سرزمینشان به صورت دست‌جمعی منع کرده‌است. باید منتظر مسیح بمانند. وقتی مسیح بیاید یهودیان را جمع می‌کند و مرده‌ها هم زنده می‌شوند. ساند نقل می‌کند که پدر پدربزرگش تمام پول‌هایش را برمی‌دارد و یک شاهی هم برای فرزندانش نمی‌گذارد و می‌رود تا در فلسطین قبری بخرد ومنتظر بماند. در آنجا خاک است.


ساند برآمدن ناسیونالیسم را در اینجا و آنجا دلیل صهیونیسم می‌داند و البته آزار و اذیت یهودیان در شرق اروپا، که تعداد خیلی کمتری را به فلسطین می‌کشاند، بیشتر از دو میلیون به امریکا و آرژانتین می‌روند. صهیونیسم هم ناسیونالیسم است که از ابزار دین استفاده می‌کند. او معتقد است که تقریبا همه‌جا ناسیونالیسم برای ملت‌سازی نیاز به چیز دیگری دارد. حتی اته یا اته‌ایست‌های صهیونیست هم از دین استفاده کردند.

می‌گوید که همه جا ناسیونالیسم بر اسطوره سوار می‌شود. اسطوره‌هایی داغ یا کمتر داغ. مثل جویندگان طلا که با اسطوره وجود طلا دست جمعی راه می‌افتند. ساند از واژه اسطوره استفاده می‌کند. می‌توان از واژه افسانه هم استفاده کرد.


می‌گوید فلسطین، این خاک، خدای یهودیان است. ادامه می‌دهد که داعش نزد او بازگشت مذهب نیست، معتقد است که در داعش و در صهیونیسم به نظر می‌رسد که اعتقادی به خدا نیست، از این بی اعتقادی‌ست که خودشان دست به کار شده‌اند.