« ما در گسستگی یک دوران تاریخی هستیم که گور خودش را میکند و تنها منتظر جنازه است. یا جنازه سرمایه یا جنازه ما. ما دیگر در ماتریالیسم مدرن نیستیم یا در توسعهطلبی و پیشرفت گرایی مطلوب (ایدئالیست) که انقلابهای صنعتی و علمی را پایهریختند. ما در ناعقلانیت مطلق هستیم که به ایدئولوژی پسامدرن سرمایهداری در حال فروپاشی مربوط است.
آنچه ناعقلایی است واقعی نیست. دوران ما وجود دارد اما واقعی نیست. نظاممندی سرمایهداری وجود دارد اما نه تنها از هر چه ضروری است تهی شده بلکه راز بقایش بر نابودی روح بنا گشته. استمرار و دوامش را عقل پس میزند. چون از هر چه لازم و ضروری است تهیست پس دیگر واقعی نیست. واقعیت لزوما ویژگی وضعیت موجود نیست.
تراژدی در این دنیا ناپدید شده. با فلسفه و ادبیات و شعر.
آیا زمان حقیقت است؟ میترسم که زمانش از دست رفته باشد.»
فلیکس نیچه