۲۳ مهر ۱۴۰۱

فروغی زنانه


 رومن گاری خوانی 
ترجمه نیشابور


 این درست است که من علاقه زیادی به مسیح دارم. برای اولین بار در تاریخ غرب فروغی زنانه آمد که جهان را روشن کند، اما در میان پنجه‌های مردان افتاد و شد جنگ‌های صلیبی و نابودی کافران . شد ایمان آوردن به زور شمشیر. مسیحیت زنانه‌گی‌ست، ترحم، نرمی، بخشش، عطافت، مادری، احترام ضعیفان. مسیح، یعنی ناتوانی. به تو گفته بودم که من یک چیزهایی از سگی دارم. اگر به مسیح بر خورده بودم، همان‌وقت دمم را تکان داده بودم. برای من یعنی انسانیت و نه آن بالا. انسان و نه الهی. اما نگاه کن در دستان این نرینه‌ها چه شد. رنسانس از او جامه‌دوزی اعلا و هنر سنت‌سولپیس لباس حاضرو آماده درست کرد. و بورژوازی پوشش عورت. یک انسان بود. من هیشه دلم می‌خواسته دستش را بفشارم. معلوم است که دیگر به او برنمی‌خوریم چرا که ازدیاد جمعیت او را قایم می‌کند، اما او همین‌جا یک جایی دارد دق می‌کند. مسیح‌هایی هستند که گم می‌شوند، باورم کن. در سال اول دوران ما، پرتوی از مهربانی مادرانه به سوی ما بلند شد، جوانه‌ای از تمدن، اما تا زنانگی خفه می‌شود، سرکوب می‌شود، به سخره گرفته می‌شود، تمدنی نخواهد بود. کلیسا مسیحیت را باخت. مسیحیت برادری را. مسیحیت برادری در راه اهداف پرسرو صدا استثمار کرد. ماده‌گرایی تنها برای تدارک خاتمه‌دادن به ماده‌گرایی معتبر بود. خود به هدف تبدیل شد، آنچنان که تمدن فقط با یک مسئله روبروست: مسئله مواد خام.