۴ اردیبهشت ۱۳۹۸

بازچینی


فرانسوی‌ها برای دیدن آثار باستانی و تاریخی از واژه ویزیت استفاده می‌کنند. فارسی‌زبان‌ها۰ ایرانی‌ها  دید‌ن‌کردن هم به‌کار می‌برند. به نظرم هیچ‌کدام دیدن نیست. واژه توریسم را هم نباید ترجمه یا معادل‌سازی کرد چون پدیده‌ای‌ست که در ما نبوده و از آن ما نبوده و از جای دیگری آمده. ما زیارت داشته‌ایم و سیاحت داشته‌ایم. به طور کلی تولید انبوه هر چیزی آنرا از محتوایش تهی می‌کند و محتوایی دیگر به آن می‌دهد. فرانسوی‌‌ها واژه‌ دیگری به کار می‌برند وقتی که بر سر تربتی می‌روند. واژه از چیدن می‌آید یا از برداشت محصول و میوه که ریشه‌ای لاتین دارد. واژه باز به معنی دوباره در کنار واژه چیدن. بازچیدن. می‌گویند برویم خودمان را بازچینی کنیم. خودمان را دوباره بچینیم. از همین واژه برای گردهمایی شعر استفاده می‌کنند وقتی که مجموعه‌ای کتاب می‌شود. برویم خودمان را جمع کنیم. مانند ابیات پراکنده خودمان را جمع کنیم، گردآوریم، دیوان شویم. در زبان فارسی چیدن، میوه چیدن، «در میوه‌چینی بی‌گاه رؤیا را نارس چیدند»، معنی کندن است و نه گردآوردن. اسباب‌چینی اما گردآوردن و کنار هم چیدن است. اسباب‌چینی معنی دیگری دارد، منظورم چیدن اسباب‌ها بود. رجوع به دهخدا معنایی برای گردآوردن باقی نمی‌گذارد، چیدن حتی جداکردن است.                                 توریسم تجاوز است. بله بله، متوجه هستم، دمکراتیزه‌کردن است و منافع اقتصادی دارد. غیر از آن چه فایده‌ای دارد؟ دیدن‌کردن از نتردام رایگان بود. چرا باید مکانی که هنوز به عنوان خودش یعنی کلیسا مورد استفاده مؤمنین است جایی برای تماشا باشد. چون در تبلیغات توریستی برای فرانسه از این مکان به عنوان دیدنی‌ترین نام برده شده. دیدنی‌ترین برگرفته و اخراج شده از حساب‌داری. تعداد زیادی به آنجا می‌روند. شمارش افرادی که به آنجا می‌روند. من هم می‌خواهم به حساب آیم، می‌خواهم مرا هم بشمارند، شمرده شوم. هر چه عدد بزرگ‌تر بهتر. بزرگی عدد مرا بزرگ می‌کند. این‌همه کلیسای متروکه در فرانسه هست. چرا کسی به دیدنش نمی‌رود. خلوت است و محلی برای خود را جمع‌وجور کردن، خاطر جمع کردن. تاریخ هم دارد. در خلوتش ثقل تاریخ حس می‌شود. یاد فیلم راه هند یا راه‌های هند افتادم از دوید لین. وقتی زن جوان بریتانیایی به هند می‌رود و هندیان می‌خواهند حسابی از مهمانان انگلیسی‌شان پذیرایی کنند و آنها را به دیدن غارهایی عجیب می‌برند. غارهایی که معمولا دخول به آن شما را عوض می‌کند. زن داخل غار می‌شود خستگی و گرما  و غار چون موجودی زنده بر او هجوم می‌آورد  و زن تاب نیاورده از غار خارج می‌شود و مانند کسی که درنده‌ای او را دنبال می‌کند، می‌دود و می‌گریزد و در گریز خود را زخمی و خونین می‌کند و در نهایت پزشک جوان هندی میزبان را متهم به تجاوز می‌کند. قصه و فیلم با هم ادامه پیدا می‌کنند و ما از آن جدا می‌شویم. مکان و محل و زیارت و سیاحت باید شما را عوض کند. وگرنه شما مکان و محل را عوض می‌کنید.

هیچ نظری موجود نیست: