۲۵ تیر ۱۳۹۶

تنها خدا باقی‌ست


فیلسوفان یونان باستان، در بازنمایی عالم، به نظر می‌رسد که به وجود مداوم صورت وچهره‌- ریخت‌هایی ثابت که تا بی‌نهایت و از قبل تعیین شده، باور داشتند. شکل و صورت‌هایی که با هم و هماهنگ شده گیتی را تشکیل می‌دهند. در اسلام چنین نیست. در اسلام آنچه دوام دارد، الله است. تمام سنگ قبرها شهادت می‌دهند: هوالباقی.
اما شکل‌هایی که به چشمان ما می‌آید نزد ایمان اسلامی، مجموعه موقتی از اتم‌هایی هستند که مستعد به گذرند.

مولوی می‌گوید موج به دریا می‌ریزد و شکل از بی شکلی می‌آید.
و خیام که به کارگاه کوزه‌گری رفته  می‌بیند که کوزه‌گر گل بی‌شکل را ورز می‌دهد و او خود و تنها صورت اجدادش را زیر دستان کوزه‌گر می‌بیند.

شکل وجود ندارد. خط برای فیلسوفان مسلمان، وجود ندارد: و این توضیحی‌ست تا حدودی که  چرا  اندیشه ریاضی مسلمان که خط و صورت را نفی می‌کند، به سرعت از هندسه دور شد، به نفع جبر و مثلثات که استعاره  بی‌شکلی هستند.

زمان هم در اسلام شکل و دوام ندارد. تنها ادامه لحظاتی‌ست که نظم جانشینی‌اش نه مطلقا لازم و نه اجتناب‌ناپذیر است. چنین مفهومی از زمان چیزی جالب برای آنها که از زمان  چون ماده اولیه خلقت و آفرینش خود- چه نقالان داستان و چه رمان‌نویس‌ها و چه سینما‌گرها،  استفاده می‌کنند، ندارد؟

مسینیون نوشته که فقهای مسلمان خیلی زود به این نظریه رسیدند که زمان می‌تواند برگشت پذیر باشد، اگر خدا بخواهد. زودتر از انیشتین و فرمول معروفش.

وچون تنها خدا باقی است، هنر مسلمان هم سعی در تغییر دارد تا معصیت به حساب نیاید.  و نقاشی اسلیمی از آنجا ناشی می‌شود. از این اراده ضمنی قطع رابطه با هندسه. بودلر می‌نویسد: طرح‌های آرابسک از همه معنوی‌تر است. بودلر  با دقت معمولش و   ذوق نقادش پی برده بود که این بیان تجسمی تنها یک  آرایش نیست.  در آغاز طرح‌های اسلیمی نقش‌های نباتات و برگ می‌ریخت و بعدها طرح‌های هندسی. بعد سوره‌های قرآن بر پرده‌ها و دیوارها آمدند تا طره‌های پر پیچ و خم‌شان را به هم تاب دهند و خطاطی ظریف و زیبا را بسازند. و خطاطی عرب نه تنها یک هنر کامل بلکه هنری اعظم مانند خطاطی ژاپنی‌ست و قرار است که همان نیروی معنوی را تولید کند.

و نقاشی. مینیاتور که لزوما اسلامی نیست. امر نشان دادن و تصویر جاندار. گل و درخت و چیزها اشکال کم‌تری دارد. می‌توان جاندار را اندکی معیوب و ناقص کرد تا نتواند حیات را بیان کند. می‌گویند ابن عباس حاکم شرع در پاسخ به مینیاتویست ایرانی که پرسیده بود: یعنی چه، دیگر نمی‌توانم حیوانات را بکشم؟ گفته بود: طوری باید حیوانات را بکشی که جاندار به نظر نیایند، شبیه گل‌ها باشند. باید اضافه کنم در تمام هنر مسلمان حتی شعر، آنچه مسینیون نزول استعاره نامیده، هست.

وقتی برای مثال امرؤالقیس می‌گوید: گل خال‌دار، به زخم آهوی خونین از تیر کمانی اشاره دارد.

ترجمه‌ سرسری نیشابور از اثری از Stétié

هیچ نظری موجود نیست: