۲۳ خرداد ۱۳۹۶

پنکه


امروز داشتم پنکه را نصب می‌کردم- اجزایش از هم جدا و در داخل کارتون بود گذاشتمش روی میز ووقتی داشتم پروانه‌اش را کارمی‌گذاشتم، ناگهان به نظرم رسید که هواپیمایی‌ست، کوچک و من آنتوان سنت اگزوپری.
خود را در صحرای لیبی یافتم.

هیچ نظری موجود نیست: