۱۰ بهمن ۱۳۹۵

دیوار میان مکزیک و ایالات متحده و توافق‌نامه تجارت آزاد


بیست و نه سپتامبر سال ۲۰۰۶ است که در سنای امریکا به لایحه قانونی رای داده می‌شود که دستگاه ژرژ بوش پیش‌نهاد داده است. کشیدن دیواری ۱۱۰۰ کیلومتری میان ایالات متحده امریکا و مکزیک تا از ورود کارگران مکزیکی جلوگیری شود. دو نفر از میان سناتورهای دمکرات یکی رآی منفی می‌دهد و یکی که نامش اوباماست رآی مثبت. دو سال بعد به ریاست جمهوری امریکا انتخاب می‌شود. در میان بیست و پنج دمکرات که به کشیدن دیوار پاسخ آری می‌گویند نام هیلاری کلینتون هم به چشم می‌خورد. سناتور نیویورک که دو سال بعد در وزارت‌خانه دستگاه اوباما مشغول می‌شود. هیلاری در همان سال‌های ۹۰ کارشناس سیم‌خاردار و دیوار ضد مهاجر است. در واقع پرزیدان بیل کلینتون در سال ۱۹۹۴ کار کشیدن دیوار را آغاز می‌کند. همان روزهای وضع قرارداد تجارت آزاد میان امریکا و کانادا و مکزیک است. توافقی که بر اساس آن درهای رفت و آمد آزاد سرمایه و سرمایه‌دارها گشوده شد. اما از ورود کارگران مکزیکی جلوگیری کرد.

توافق‌نامه اثری ویران‌کننده بر مکزیک داشت. بازارش زیر محصولات کشاورزی امریکایی و کانادایی با قیمتی پایین (به خاطر یارانه دولتی) غرق شد. محصولات کشاورزی داخلی را از بین برد. اثرات اجتماعی مخرب بر مردمان بومی گذاشت. با مزد ارزان، در درازای مرز مکزیک  و بر خاک مکزیک، هزاران مرکز صنعتی راه‌اندازی شد که اغلبشان متعلق به شرکت‌های امریکایی بودند که به خاطر نظام مالیاتی استثنایی، محصولات نیمه‌تمام یا مخلوط نشده را صادر می‌کردند و محصولات تمام شده را وارد می‌کردند.  مزد پایین و آسان گیری های دیگر پول و ثروت  به جیب‌شان سرازیر می‌کرد.

دختران و زنان جوان بودند که در جوار مرز در خاک مکزیک کار می‌کردند. ساعات کار کشنده بود. اثرات مسموم‌کننده بسیار بالا و حقوق‌ها پایین و سندیکا تقریبا ناموجود. فلاکت منتشر. قاچاق مواد مخدر و فحشا و جنایت زندگی را فلاکت‌بار کرده بود.

این است واقعیت دیواری که پایه‌گذارش کلینتون دمکرات بود و ادامه‌دهندگانش جمهوری‌خواهان  و استحکام دهنده‌اش اوباما. همان دیواری که ترامپ می‌خواهد به ۳۰۰۰ کیلومتر برساند. می‌توان دریافت چرا هزاران مکزیکی جانشان را برای عبور از آن در خطر می‌اندازند. تا در مقابل کار سیاه- غیر قانونی و بدون مجوز برای کارفرماهایی دیگر کار کنند و پول اندک بیشتری دریافت.

عبور از مرز مثل رفتن به جنگ می‌ماند. باید از پهباد و هلکوپتر گریخت و از سیم‌های خاردار گذشت. با ارتش روبرو شد. سربازان دم مرز بازگشته‌های از عراق و افغانستان هستند که با تکنیک‌های نظامی مورد استفاده در تاتر جنگ تعلیم دیده‌اند.

جانب نمادین ماجرا آنجاست که دستگاه کلینتون در سال‌های نود از همان فلزاتی استفاده کرد که برای ساختن ناوهای هواپیمابر استفاده شده بود که هواپیماهای امریکایی از آن برای بمب‌باران عراق بلند شدند.

نویسنده Manlio Dinucci است.

هیچ نظری موجود نیست: