۶ بهمن ۱۳۹۵

گریه‌کن‌ها روضه‌خوان شده‌اند


یکی فیلمی ساخته بود از محسن مخملباف. سال‌ها پیش. جایی آقای مخملباف بر سر خاک همسرشان اگر اشتباه نکنم، که در سانحه‌ای درگذشته بودند روضه می‌خواند. خیلی خوب روضه می‌خواند. می‌گریاند.

روضه‌خوان که یه صحرای کربلا می‌زند ناگهان، آن بالا، بر منبر، بر صندلی، مثل بچه‌های قدیم بر تابلوی سیاه مدرسه، مثل مبصر خوب‌ها را از بدها جدا می‌کند.

در قدیم یک روضه‌خوان داشتیم آن‌هم سالی یک بار و زن‌ها و گاهی مردهایی که می‌گریستند. قدیم روضه‌خوان داشتیم و گریه‌کن. روضه‌خوان کارش را می‌کرد و پولش را می‌گرفت. زن‌‌ها و گاهی هم مردها گریه می‌کردند. مردها صورتشان را با دست یا دستمالشان می‌پوشاندند و زن‌ها بر سینه و ران‌هاشان که در دسترس بود می‌کوبیدند. روضه‌خوان می‌رفت و گریه‌کن‌ها حالشان خوب می‌شد.

حالا همه روضه‌خوان شده‌اند.  و مثل بچه‌های قدیم، مثل مبصر خوب‌ها را از بدها جدا می‌کنند.
صحرای کربلا هم همین‌جاست. هر روز. غنی‌سازی شده.
 گریه‌کن‌ها روضه‌خوان شده‌اند.

هیچ نظری موجود نیست: