۱۱ بهمن ۱۳۹۴

روح را چه لطیف کند؟


دیشب به وقت مراسم مسواک به سختی دندان اندیشیدم و فکر کردم اگر حکایت پیری برعکس می‌بود چه می‌بود؟  دل پیر می‌شد و پوست و جسم پیر نمی‌شد. پوست و آن چه درون پوست مثل دندان سخت بود.  حساب کتاب مشکلی نیست. آن یکی جسم، روح را جا می‌گذاشت و این یکی روح جسم را.

از این شب‌هایی که رادیو روشن بود و من میان خواب و بیداری می‌شنیدم. صداها و گفت‌هایی که خواب و بیداری را چون جامه‌هایی تکه و پاره وصله پینه می‌کند، یکی گفت موسی آمد و قوم‌اش را پیامبر شد. بعد به آن‌ها گفت خدا را داشته باشید، همین. وعده خدا. حالا علم- سیانس وعده هوش مصنوعی و زندگی جاودان می‌دهد. موسی چه کند؟

جسم را بشود جوان کرد. چون دندان سخت کرد. روح را چه؟  روح را چه لطیف کند؟