۴ خرداد ۱۳۹۴

خلقش باز نمی‌شود


رومن گاری برادر من است. برادری تنها چیزی‌ست که می‌تواند وجود داشته باشد. وگرنه نه آزادی و نه برابری. فکر می‌کنم تنها چیزی که ارزش جنگیدن داشته باشد برادری‌ست. آزادی که نسبت است و برابری که هیچ. فقیر کنار غنی. پر زور کنار کم‌زور. کوچک کنار بزرگ. 

تنها عکسی که به همراه کاغذ‌ها به خانه من آمده، عکسی‌ست بی‌نهایت آزرده و غم‌گین از رومن گاری. جلد مجله‌ای‌ست. عکس را چسبانده‌ام به در یخچال. سر راه. در هر رفت و آمدی، چشمم که می‌افتد، چیزی می‌گویمش و دستی به صورتش می‌کشم. اما نه لبخندی به لبانش می‌نشیند و نه خلقش باز می‌شود. 

هیچ نظری موجود نیست: