۴ خرداد ۱۳۹۴

هواداران تیم مارسی


امروز مارسی و پاریس مسابقه فوتبال داشتند. من اهل فوتبال نیستم، اهل دیدن مسابقه فوتبال.  اما خب، مارسی باخت. کلیسای بزرگی هست در تپه‌ای بالای سر دریای مارسی. باید پله‌های زیادی را بالا بروید تا به کلبسا برسید و آن‌وقت شهر زیر پایتان است.  داخل کلیسا پر از ماکت‌های قایق و کشتی‌ست. آویزان از سقف. دریانوردان یا همسران‌شان دخیل بسته‌اند. شاید هم هدایایی باشد برای بانوی‌شان، صاحب کلیسا. شاید زنی بازگشت شویش را از آب‌ها تقاضا و طلب کرده است.
حالا کمتر دربانوردی به دریا می‌رود. ماهی‌گیران هم جای  دوری نمی‌روند  و زود باز می‌گردند. همسران هم منتظر نمی‌مانند. مدت‌هاست که نه ترانه‌ای و نه آوازی از آبی که به خود می‌خواند و چشمان زنان دوخته به آب‌ها نه ساخته و نه خوانده شده.
حالا هواداران تیم مارسی از پله‌ها بالا می‌روند و دخبل می‌بندند و برای پیروزی تیمشان دعا می‌کنند.  

این متن در ششم آوریل نوشته شده.

هیچ نظری موجود نیست: