۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

کاتولیک زومبی، شارلی کیست


اول از همه بگویم که این روزها مفصل و مفصل‌تر نوشتن برایم سخت است، هنوز ناخوشم و چند مطلب هم در کله دارم که تا آن‌ها را ننگاشته‌ام راحت نخواهم شد اما، دو سه روز است که امانوئل تود عزیز کتابی نوشته است و منتشر شده است و نامش «شارلی کی‌ست» است. خواستم اشاره‌ای کرده باشم و معرفی‌ای. شارلی نه نشریه بلکه شارلی‌ها- آن‌ها که شارلی بودند یا شدند. آن‌ها که در روز یازده ژانویه امسال به خیابان رفتند و چند روزی شارلی بودند.

کتاب نیامده سروصدا کرد و آقای نخست‌وزیر هم گمان کردند خودشان باید به حساب تود برسند و تود هم پاسخ نخست‌وزیر را دادند و او را چون- مانند مارشال پتن خواندند.  گفتند پتن هم از  فرانسه آن روزها ابراز رضایت می‌کردند.

اما کتاب چیست. تود مثل همیشه نقشه‌خوانی کرده است و بر پایه بررسی جامعه‌شناسانه و مذهب‌شناسانه و طبقه و گروه‌شناسانه، بر پایه شهرها و جمعیت شهرهای به خیابان آمده و نیامده نتیجه‌گیری کرده است که: یازده ژانویه یک فریب بوده است. مردمی که به تقاضای رئیس مملکت که در کنار الیگارشی‌سیاسیون که دنیای امروز را مدیریت می‌کنند- نتانیاهو، به خیابان رفته‌اند کیستند؟ مقایسه مردم به خیابان رفته در دو شهر لیون و مارسی- تعداد  زیاد در لیون و کم در مارسی چه نشان می‌دهد؟ مردم نشسته در این دو شهر چه فرق‌هایی با هم دارند؟

تود می‌گوید که در خیابان جای کارگران و مهاجرین و مهاجر‌زاده‌ها خالی بود و البته رآی دهنده‌های به جبهه ملی لوپن. تود مکان‌های جغرافیایی - تاریخی را که جمهوری‌خواه بوده‌اند- انقلاب‌خواه و موافق با آن،  و کاتولیک  را بررسی کرده و نتیجه گرفته که بر خلاف انتظار، جمهوری‌خواهان تاریخی نبوده‌اند که برای لائیسیته به خیابان آمده‌اند. آن‌ها که بیش‌تر به خیابان آمده‌اند سابقا ضد‌جمهوری بودند. و آن‌ها را کاتولیک زومبی- زامبی نامیده است. فرانسه تاریخی اته- اته‌ئیست و انقلابی به خیابان نیامده و شارلی نبوده‌.

تود از نئوجمهوری‌خواه حرف می‌زند: طبقه متوسط و کهن‌سالان. کسانی که گمان می‌کنند و اعلام می‌دارند که  خواهان برابری هستند اما درعمل و «ناخودآگاه» آن دگر هستند. می‌گوید که یورو جای تثلیث مسیحی  را گرفته و مستریش را کاتولیک‌ها و ویشی راه انداخته‌اند تا انقلابیون. از نظر او اولاند از پدر و مادری کاتولیک نماینده خوبی برای کاتولیک‌های زومبی‌- زامبی‌ست.
تود می‌گوید که طبقه متوسط میانه‌رو و میانه‌خواه در وضعیت بحران مذهبی به سر می‌برد. در یک « خلاء متافیزیکی»  و در این خلاء اسلام مزاحمت ایجاد می‌کند.
جایی دیگر می‌گوید که گرایش و کشش به اسلام  در جوانان بی‌آیندگی و بی‌کاری و ناامیدی آن‌هاست که در دین پشتوانه‌ای می‌جویند.

تود می‌گوید که در جامعه‌ای که طبقه‌متوسط بر آن تسلط دارد، طبقه متوسطی که به چیزی باور ندارد  و ده درصد بی‌کاران، اقلیتی به جان اقلیتی می‌افتد. کارگر به حاشیه رانده شده به جان مهاجر عرب می‌افتد. و جوانان عرب به جان یهودیان.  تود نگرانی‌اش را از یهودی‌ستیزی  جوانان عرب و اسلام‌ستیزی بیان می‌کند.

معتقد است که در مکان‌های کاتولیک‌نشین تاریخی تدین تا سال‌های ۱۹۶۰ ادامه داشته و کم کم از بین رفته و جایش را به تعاونی‌ها داده است و در همین دسته‌ها بی‌کاری کم‌تر است و موفقیت فرزندان بیش‌تر و به طور کلی  در برابر بحران اقتصادی بهتر مقاومت می‌کند.

تود راه‌پیمایی روز یازده ژانویه را نه یک بیداری وجدان و به‌پاخیزی شهروندانه و جمهوری‌خواهانه بلکه کوبیدن پتک حق کفرگویی بر سرسهم ضعیف جامعه می‌داند. می‌گوید وقتی چهار میلیون جمع می‌شوند تا حق «کاریکاتور» کردن دیگری را علم کنند و آن را نه تنها حقی مسلم  بلکه تکلیف بدانند وقتی آن دیگری  سهم ضعیف جامعه است، بی‌حرمتی دین دیگری که بخش ناتوان جامعه است، تحقیر اوست، تحقیر مهاجرین است.

می‌گوید با این هیستری لائیسیسم باید جنگید که خود به مذهب درآمده و از اسلام بلاگردان می‌سازد. 

۲ نظر:

Mina T گفت...

ممنون که می نویسید. :)

نیشابور گفت...

ممنون که می‌خوانید