۲۰ فروردین ۱۳۹۴

کلاه قرمزی


حالا من می‌خواهم از کلاه قرمزی بنویسم.  مدتی‌ست که کسی تحلیلی از آن نکرده است. راستش از یک سو یه تاتر ابسورد که بی‌جا به پوچ ترجمه شده نزدیک است و از یک سو برشتی‌ست. برشتی‌ست به معنی فاصله‌گذاری میان صحنه و تماشاچی. کسی هم که فاصله گذاری می‌کند خب معلوم است که آقای مجری‌ست. اما از طرفی معلوم نیست که چرا آقای مجری عاقل و بالغ است و باقی بچه هستند.  و معلوم هم نیست که تماشاچی بزرگ است با کوچک و کودک. البته ما می‌دانیم که تماشاچیان اکثرا بالغ  عاقل‌اند. بزرگ و حتی بزرگ‌وار. این را از داده‌های این سو می‌دانیم. یعنی از آمار و شمارش تماشاچی حقیقی. ان‌چه نمی‌دانیم این است که این نمایش چه تماشاچی را قصد کرده است. یزرگ یا کوچک؟

معلوم نیست آقای مجری که مرتب به میانه می‌آیند و عمل یکی و حرف یکی را توضیح می‌دهند و می‌گشایند روی سخنشان کیست. ما که می‌دانیم آنها چه می‌گویند و چه می‌کنند. از نظر من آقای مجری قیم است.  و بقیه بچه و یتیم. می‌بینید هم که معلوم نیست «پدرشان کیست». نوعی یتیم‌خانه است.

اما تاتر ابسورد است. یا نوعی از آن. وقتی از  جنونی به جنونی می‌رود. در یکی از صحنه‌ها یکی قصه‌ای تعریف می‌کند و بچه ها قرار است بخوابند. اما بچه‌ها سر خواب ندارند. هیچ‌کدام هم با قصه ارتباطی یگانه ندارند. در واقع هم‌قصه نیستند. هر کدام از یک ظنی یار قصه می‌شود و سوار خیال خودش. خیلی نامتجانس هستند. قصه‌گو هدفش خواب کردن است. بچه‌ها سر خواب ندارند و از گریه به خنده می‌روند و از خنده به گریه. خندهشان هم معنی ندارد. گریه‌شان هم ندارد. یعنی چیزی به خنده‌شان وانمی‌دارد.  یا به گریه‌شان. مثل روضه‌خوانی و مجلس‌اش.
و مجلسیانی که می‌دانند کجا باید گریه کنند. البته روضه‌خوان به خنده وانمی‌دارد. این بعدها تاسیس شده است. مجلس خنده‌کنان.

آدم یاد یکی از فیلم‌های بیضایی می‌افتد که عده‌ای دارند می‌روند عروسی و در راه و در سفر اتومبیلشان دچار سانحه می‌شود و خلاصه عروسی به عزا تبدیل می‌شود و البته اهلش یاد داستان تعزیه هم می‌افتد.

چند سال پیش که سین کوچک بود و داشتیم با هم فیلم در باره الی را می‌دیدیم. برگشت و به من گفت: مامان، شما اینطورید؟ پا می‌شوید و جلوی همه می‌رقصید؟ ما رویمان نمی‌شود. ما خودش بود و دوستان هم سن و سالش.
ان‌ها هم البته شادی‌شان به ماتم تبدیل شد. از جنونی به جنونی. از جیغ و دادی به جیغ و دادی.

- مثل همیشه هیچ سند و مدرکی برای نشان دادن و ثابت کردن ندارم. اشاره است. جدی نگیرید. 

۱ نظر:

pashmine گفت...

کلاه قرمزی رو که همه دیدیم که یتیم بود و با بی بی زندگی می کرد و اومد شهر آقای مجری رو پیدا کنه!