۲۴ اسفند ۱۳۹۳

خورشید تو طلوع می‌کند


وقتی حقیقت وارد قلبی می‌شود، مثل دختر بچه‌ای‌ست که وقتی وارد اتاقی می‌شود، همه چیز پیر می‌نماید.


چیزی پیش آمدم در زندگی که بعد از مرگ پیش می‌آید: چشم‌هایم را گشودم و  دیدم که چهره‌ها تاریک می‌شوند و خورشید تو طلوع می‌کند.
بوبن
نبشابور

۲ نظر:

افرا گفت...

چه تشبیه لطیف و قشنگی بود از حقیقت. بسیار زیبا.

نیشابور گفت...

ممنون اگر چه من در زیبایی‌اش نقشی ندارم.