۸ اسفند ۱۳۹۳

دزدی قطار


آفتاب است. همه تقریبا گفته اند که از زمستان سیرشده‌اند. همه. هم‌جوارم، آقای الف و سین. دیروز رقتم پاریس. قطار وارد تونلی شد و تاریکی بیش از چهار دقیقه طول کشید. فکر کردم قطار را دزدیده‌اند.
قبلا از تونل خبری نبود. قطار را دزدیده‌اند و دارند می‌برندش به مقصدی دیگر. بعد قطار از تاریکی در آمد و روز شد. و من دیگر جویای این نشدم که قطار دزدیده شده بود یا نه. سر ساعت به مقصد رسیدیم. گاهی وسط راه، و گاهی هم اول راه و آخر راه راننده که نامش در زبان اینان از راه می‌آید، آرام می‌راند و گاهی سریع. قطار یک ساعت مشخص حرکت می‌کند و یک ساعت مشخص هم می‌رسد و من هیچ‌وقت ندانسته‌ام راننده این سرعت و آهستگی را چگونه مدیریت می‌کند. مثلا می‌گوید از این درخت تا آن درخت یا از این بیشه تا آن بیشه با سرعت پنجاه و باقی را با سرعت صد کیلومتر در ساعت می‌رانم. نمی‌دانم.

رادیو گفت دلوز می‌گوید که اسپینوزا گفته است ظالم  «پَسیون» غمگین را دوست دارد. passion واژه نازنینی‌ست. مصیبت عیسی را پسیون مسیح می‌گویند. لسان عرب پسیون را هَوَی می‌داند.  و معناهای دوست داشتن و خواستن و میل کردن را بر دوشش گذاشته است.  و از آن استهوی را که عشق شدید است استخراج کرده. بعد هواء هست که همان هواست و اتمسفر.  و تهویه هم همان تهویه. هاویه کائوست و هرج و مرج و هِوایه با دو نقطه بر ه آخر، خوشی و سرگرمی‌ست. دهخدا تنها همان اتمسفر را بس دانسته است و اشاره به بالا و احیانا آسمان.
پسیون یعنی چیزی که شما را به سوی خود می‌کشد. حالا بعد از همه این‌ها و حرف‌ و حروف، اسپینوزا گفته که ظالم پسیون غمگین را دوست دارد. یعنی ظالم دوست دارد که مردم شوق و ذوق غم داشته باشند.

برای آقای الف چای خریده بودم. چای ارگانیک سیاه. آقای الف چای دم می‌کند اما چایش کدورت دارد. منتهی خودش فکر می‌کند که تقصیر چای است.  می‌گویم خانه من چای صاف است و قرمز و خوش. باور نمی‌کند که ازآب خانه و محله‌شان باشد. می‌گویم چای خوب حساس است. و برایش تعریف می‌کنم که من چهار گونه آب را امتحان کرده‌ام و آب شیر را هم و از همه بهتر آب وول‌ویگ است وبعد  آب کم املاح چشمه.

یکی می‌پرسد: داعشیان چه پیامی می‌خواسته‌اند بفرستند. رنگ نارنجی و قفس چه اشاره‌ای‌ست؟ رادیو می‌گوید گوان‌تانامو. که داعشیان با خشونت هر چه بیش‌تر اشاره به خشونت می‌کنند.
امروز صبح متفکری می‌گفت که وقتی در دهه هشتاد چپ‌های افراطی را دست‌گیر کردند - در فرانسه رفتار نهادها همه در مقابل آن‌ها رفتاری انتقام‌گیرانه بود. زندانشان هم زندانی شکنجه‌گرانه بود.

یکی در نبرد سنجار آن‌جا بوده. کردهای ترکیه را می‌گوید که کنار کردهای عراق می‌جنگند. سلاح‌هاشان را با هم تقسیم می‌کنند. سلاح‌ کردهای عراق پیش‌رفته و سلاح کردهای ترکیه ساده است. از یک امریکایی می‌گوید که کنار کردها می‌جنگد. راه گم کرده؟ نه، میان این مارکسیست‌ها چه می‌کند؟ امریکایی از جمهوری‌خواهان است و هوادار کاپیتال. نه او آن‌ها را کاپیتالیست کرده و نه آن‌ها او را مارکسیست اما عجالتا کنار هم می‌جنگند.
رادیو می‌گوید در آینده تبدیل خواهد شد به جنگ مرسونرها. یکی می‌گوید در اسلام ما جنگ مقدس نداشتیم. این اصطلاح را غربی‌ها از اصطلاح‌دان خودشان بیرون آوردند. از جنگ‌های صلیبی. هر کس با زبان دیگری دارد حرف می‌زند.
اسلام شده است فیل مولوی و در تاریکی هر کس دست‌اش به عضوی از فیل می‌خورد. مجرد از فیل‌گی.
یکی دیگر  از دانشگاه الازهر که فاطمیان تاسیس کرده اند می‌گوید، پس شیعیان.

قطار بازگشت در شب است و در سیاهی. مردی در قطار تنها دو انگشت دارد. نشسته است و پورتابل- کامپیوتر همراه‌اش را روبه‌رویش گذاشته و با یک انگشت دست راست و یک انگشت دست چپ بر کلاویه می کوبد.

هیچ نظری موجود نیست: