۲۳ آذر ۱۳۹۳

پیکان آبی بزن کنار


یک وقتی با آقای ر رفته بودیم تهران و نزدیکای میدان آرژانتین رو به مصلی اتراق کرده بودیم. بعد عید بود عید فطر به گمانم.  و نماز عید. بعد از صبح زود جنبش آغاز می‌شد. قبل از صبح. صداهایی  می‌آمد. بلند و کوتاه. مآموران می‌آمدند و خیابان را خلوت می‌کردند و نظم خودشان را برقرار می‌کردند که تا شب ترتیبی از بی‌نظمی بود. شب بساط عید و نماز برداشته می‌شد.
آقای ر تا چند روز راه می رفت و می‌گفت: پیکان آبی بزن کنار. پیکان آبی بزن کنار.
هنوز هم گاهی راه می‌رود و می‌گوید.


یارو پیتزایی معرفی کرده با پسته
گفت‌گوی تمدن‌ها همین‌طوری به زد و خورد تمدن‌ها تبدیل می‌شه دیگه


خدایا ما را از شر اخبار حفظ کن

هیچ نظری موجود نیست: