۲ آذر ۱۳۹۳

تاتر خوب است


مدتی بود رسانه‌ها از زبان مردان و زنان سیاسی در باره این‌ها که اسمشان را جهادگر گذاشتند حرف می‌زدند و پیش‌نهادهایی می‌دادند و از دولت می‌خواستند که ملیت این‌ها- مهاجرزاده و مسلمان‌زاده‌هایی که به داعش پیوسته‌اند را باطل کند. بیش‌ترشان هم از جانب سیاسی راست بودند. لازم به گفتن نیست که مارین لوپن هم بر طبل ضد مسلمانی‌اش بیش‌تر از پیش می‌کوبید.
حالا که دو سه روز است پی برده‌اند که از میان آن‌ها که جهادگر نامیده‌اند از فرانسویانی با اجداد فرانسوی و کاتولیک هم یافت شده است دارند موهای سرشان را می‌کنند  و نمی‌دانند ملیت را چگونه می‌شود از اینان بازپس گرفت.
آرین موشکین بزرگ، به رادیو دعوت شده بود. موشکین کارگردان تاتر است و تاتری را اداره می‌کند که در آن همه از هنرپیشه و کارگر و تکنیسن و آب‌دارچی به یک اندازه حقوق می‌گیرند. تاتر موشکین تاتر دولتی‌ست از دولت کمک می‌گیرد. البته به جز دولت اشخاص حقیقی و حقوقی هم  کمک می‌کنند.  و حالا بودجه‌های فرهنگ و هنر کاهش پیدا کرده‌است. یک وقتی وزیر فرهنگ فرانسه آندره مالرو بود.  و  قدم فرهنگ را گذاشته بود بر  روی چشم‌اش. حالا تنها مسئله و مشکل بحران اقتصادی و نبود پول و خزانه خالی نیست،  این‌هایی که در تمام اروپا بر سر کار و کرسی‌اند خودشان بی‌فرهنگ‌اند. نمی‌دانند فرهنگ به چه دردی می‌خورد. اقتصادی که خودش هم دیگر وجود ندارد و فینانس و مال قورتش داده است  جای همه‌‌چیز را پر کرده است. شما شغلی دارید پس هستید. شغل ندارید نیستید. شغل هم داشته باشید- از اکثریت حرف می‌زنم، از صبح تا شب مشغول شغلتان هستید پس خودتان نیستید.

موشکین را دعوت کرده بودند و رادیو داشت اخبار می‌گفت و خبر گفت که این فرانسویانِ از جنس فرانسوی اصل، به اسلام گرویده‌اند. و موشکین حرف رادیو را قظع کرد و گفت نباید بگویید این‌ها به اسلام روی‌آورده‌اند. این‌ها جانیانی هستند که دعوت شده‌اند بروند با مجوز جنایت کنند. این‌ها نمی‌دانند اسلام چیست.  و خانم موشکین بازگشتند به موضوع فرهنگ و گفتند که اسلام بدون فرهنگ معنی ندارد.  و هیچ‌چیز و هیچ‌کجا بدون فرهنگ معنی ندارد.  و قران به تنهایی معنی ندارد. این را دیگر خانم کارگردان تاتر نگفت. هیچ‌چیز به تنهایی معنی ندارد. هیچ‌چیز از یک نقطه آغاز نمی‌شود. نفطه آغازی نیست. فرهنگ به ما از گذشته می‌گوید. از نقطه‌های آغاز. ما با فرهنگ بر روی گذشته با تکبه برگذشته می‌ایستیم. به ما می‌گوید که ما از جای دوری آمده‌ایم. خیلی طول کشیده است و زمانی بر ما رفته است تا اینی که هستیم شده‌ایم. بر این صندلی با قالیچه نشسته‌ایم. آن‌که گذشته را و گذشتگان را نفی می‌کند صندلی یا قالی‌چه  را از زیر ما می‌کشد.
زمانی قبل از اسلام در ایران بوده است. زمانی قبل از انقلاب در ایران بوده است. ما آدم‌های تاریخی هستیم.

نوشته را با  رفتن سین به دیدن نمایش مکبث موشکین تمام کنم.  خودش رفته بود. دبیرستان برنامه‌هایی تدارک می‌بیند.  معمولا هم در پاریس اجرا می‌شود. دبیرستان بلیط ارزان و رفت و آمد  را در اختیار شاگردها می‌گذارد.  و شاگردها از میان برنامه‌های پیش‌نهادی انتخاب می‌کنند. بک ماه پیش رفته بود تاتر کمدی فرانسه به دیدن مولیر.  و چند شب پیش هم به دیدن تاتر خانم موشکین. دیروز تلفن کرد که خیلی خوب بود.  فکر می کنم بیش تر ازمتن و بازی‌ها از تاتر و دکور خوشش آمده بود. تاتر موشکین خلاف تاتر رسمی «کمدی فرانسه» است. خود تاتر نمایشی از زندگی گروهی است.  گروه تاتر.
شاگردهایی هستند که رنگ تاتر ندیده‌اند. شاید با رفتن به تاتر زندگی‌شان عوض شد. دیشب  یکی می‌گفت، یکی که کمدین شده است. می‌گفت یک روز یک ویدئو دیده است از کسی بر روی صحنه. و آن روز فهمیده که چنین چیزی  هم هست.  و چنین چیز چه خوب است.

۲ نظر:

افرا گفت...

چه دلم تنگ شده بود واسه این صفجه های اینجا.
چه زبان و حال این چند تا پست اخیر عوض شده انگار، نه که خوب یا بد شده باشه ولی عوض شده و باز خوبه.

نیشابور گفت...

ممنون