۶ مهر ۱۳۹۳

آقا فیلسوفه



این آقا فیلسوفه آلمانیه که سی و چند سال بیش‌تر نداره  و امروز کتابش به فرانسه ترجمه و چاپ شده می‌گه دنیا وجود نداره. همه چیز وجود داره. تک تک چیزها وجود دارن اما هیچ کلیتی وجود نداره.


دیشب همین آقای جوان فیلسوف آلمانی که معتقد است دنیا وجود ندارد گفت هی می‌گویند بربر بربر. یعنی چه؟ این آقا البته از دریچه‌ای خیلی محکم، استوار برساختار زبان و ساختار اندیشه و تفکر و تاریخ- این هم مهم است، همان دنیایی را که وجود ندارد می‌بینند. یعنی نگاه می‌کنند. آقای وزیر خارجه و آقای اولاند که گفتند این‌ها، داعشی‌ها بربر هستند، چون سر بریده‌آند فیلسوف نیستند. البته گاهی نیم‌چه فیل‌سوف‌‌ها وزیر می‌شوند اما فلسفه را تا می کنند و می‌گذارند در صندوق. چه کسی بود گفته بود پادشاهان باید فیلسوف باشند. خوب، هر که بود طرف‌دار دمکراسی نبود. داشتم می‌گفتم. بعد یک خانم خوبی که اهل اندیشه است و کتابی نوشته که می‌گوید در سال‌های هشتاد میلادی دو بنیاد‌گرایی روی پایش ایستاد و شروع کرد راه رفتن. یکی بنیادگرایی مذهبی و یکی مالی- بازار، هر دو هم به هم می‌آیند و هم یک‌دیگر را تکمیل می‌کنند، گفتند، خانم اهل تونس هستند و به زبان فرانسه تکلم می‌کنند، بله گفتند در یکی از میادین یکی از مداین عربستان سعودی چندین نفر را گردن زدند. به چه جرمی؟ حالا مسئله نیست. اما چه کسی دید؟ چه کسی نشان داد؟ چه کسی رفت بالای منبر مجلس فرانسه و از بربریت گفت. یا پشت بلندگوی جهان؟ 

هیچ نظری موجود نیست: