۱۷ مرداد ۱۳۹۳

از زندان گذشتم


از زندان گذشتم. دیوارهای بلند داشت و خارهای سیمین.  و زندانیان خطرناک. تا ابد. 

دور حیاط زندان گل بود. اسطخودوس و گل سرخ و گیاهانی بی‌گل.  و اتومبیل مردمانی که وارد زندان می‌شوند و خارج، ازآن. پایین‌تر خانه‌ها بود در امتداد خیابان و مردمانی دیگر که شمشادهایشان را آرایش می‌کردند. پایین‌تر باغچه‌ای سرازیر می‌شد و درختی  در شیب باغچه آلوهایش را از خود آویزان کرده بود. پایین‌تر شهر بود. 

هیچ نظری موجود نیست: