۱۲ خرداد ۱۳۹۳

فسیلی زنده از دنیای کهن


Bruno Nassim Aboudrar می‌گوید حجاب اصل و نسبی اسلامی ندارد. فسیلی زنده از دنیای کهن است.

 - اصل‌اش از کجا می‌آید؟
از دوران باستان. یونانی‌ها و رومی‌ها، مرد و زن، حجابی شبیه مانتو دارند که در بعضی شرایط صورت خود را با آن می‌پوشانند. عمل‌کردی مذهبی ندارد. امر قدسی هم دربعضی صفحات کتاب مقدس آن‌جا که از حجاب نام بوده، غایب است. وقتی هم از آن نام برده می‌شود حجابی شفاف است، یا حجابی‌ست که برداشته می‌شود. اتفاقا در دوران بنیاد مسیحیت است که ابعادی مذهبی به خود می‌گیرد. پل قدیس اصرار می‌کند که زنان برای دعا و نیایش خود را بپوشانند. بر اساس طبقه‌بندی خدا خواسته. اول خدا و بعد آدم و بعد حوا. ایده این است که این نظم طبیعی با حجاب نشان داده شود. مشخص شود. ایده فالوکرات به دست پدران کلیسا تصریح شده که از آن نماد فرمانبرداری زن می‌سازند. ترتلیان در رساله‌ای بر حجاب به روشنی می‌نویسد: زن باید حجاب داشته باشد، چرا که حجاب  یوغ زن است.
قرآن اهمیتی به حجاب نمی‌دهد.  وانگهی کتابی‌ست کمتر فالوکرات که در مقایسه با ادبیات مسیحی در مجموع در زمان خود برای زنان شخصیتی حقوقی قائل است. در عدالت، در تجارت، در اداره مال و اموال خود و غیره. تمام امتیازاتی که اروپاییان مسیحی چندین قرن برای تصاحبش زمان گذاشتند. در این کنتکست، تنها نام بردن قرآنی حجاب به هیچ‌روی نماد فرمانبرداری نیست. 

- قرآن چیزی از حجاب نمی‌گوید؟
سه دفعه از آن حرف می‌زند. نخست به نوعی پرده اشاره دارد: حجاب باید مهمان را از زنان پیامبر جدا کند. حتی مردان هستند که باید پشت پرده باشند و زنان آزاد در منزل. باید خاطر نشان کرد که همسران پیامبر، ام‌المؤمنین مقام و نقش ویژه‌ای دارند. در سوره‌ای دیگر سفارش شده است که زنان سینه‌های خود را در حضور بیگانه بپوشانند. نشان شرم و حیاست.  آنجا که به زنان سفارش شده که سر و نه صورت خود را بپوشانند، سفارشی‌ست برای اینکه تمایز  به حساب آید و محترم به شمار آیند.

- عنصر فالوکرات جوامع مسلمان از کجا می‌آيد؟
در جامعه‌ای آغشته به مذهب، تمیز مذهب از فرهنگ سخت است. مردان هستند که جامعه را به دست دارند و دین را تفسیر می‌کنند و به نفع خود تفسیر می‌کنند. وانگهی پیش از این‌که حجاب را مستقر کرده باشند زن را زندانی کرده‌اند. حجاب ادامه این انزوای همیشگی بوده است. وضع زن در جوامع مسلمان به روشنی در جریان تاریخ ضایع شده در صورتی که در اغالب جوامع مسیحی بخصوص در اروپا بهبود یافته.
در جوامع مسلمان در پایان قرن نوزدهم اذهان روشن متوجه می‌شوند که چقدر تضعیف زن تمام جامعه را ضعیف می‌کند. برای همین در بعضی کشورها مثل ترکیه و ایران کشف حجاب کردند و حتی به زور متوسل شدند.  بعد از این وسوسه‌های غربی‌گرانه، حالا نوعی بازگشت است  که به نوعی بحران  اثبات خویش است.

- این اصل مسیحی چه تآثیری بر بازنمایی امروزی حجاب دارد؟
به صورت کموبیش آگاهانه، نگاه ما در غرب به تصاویر مسیحیان با حجاب عادت کرده است. از صد نقاشی یا مجسمه، نود باکره و تقریبا باحجاب هستند و قدیس.  
عادت کرده‌ایم که مریم مجدلیه حجاب نداشته باشد. چنین است که وقتی زنان جوان مسلمان را می‌بینیم که حجاب می‌گذارند با کلیدهای مسیحی‌مان آن را تفسیر می‌کنیم. در آن‌ها خشکه مقدس و زنان قرون وسطایی می‌بینیم و زاهدان ریاکار و غیره. اگر این زنان مسلمان می‌دانستند که در نگاه مانوعی افق مسیحی وجود دارد خود آن‌ها اولین کسانی بودند که  تعجب می‌کردند.

- به چه صورت حجاب چهره‌ای از اسلام آنیکونیک نشان می‌دهد که بازنمایی جهان مادی را رد می‌کند؟
پس پشت مفهوم حجاب، اثری از دعوای قابل دیدن و رویت که حل نشده ، هست. دو فرهنگ بزرگ بصری در برابر هم‌اند.  از طرفی فرهنگ هلنی و بعد مسیحی که نگاه و دیدن را والاترین حس‌ها به شمار می‌آورد. وقتی خدا خود را در جسم مسیح نشان می‌دهد امکان تصویر را برای مسیحیان می‌گشاید. هر  چه در قدرت دید است اهمیتی عظیم پیدا می‌کند. در فرهنگ اسلامی برعکس آن روی می‌دهد. باید از نگاه پرهیز کرد چرا که بهترین هم‌دست لیبیدو است. نگاه گشودن لای در خواهش است. اسلام دین اعتدال است. فرهنگ عرب و مسلمان بر دستگاهی مستقر است که از نگاه حذر می‌کند: فقدان پنجره، پرسپکتیو، خدای غیرقابل رویت، شاه مخفی و غیره. حجاب زن را از دیدن خلاص می کند. چرا که مقدس و پرگوهر است. اندک اندک با استعمار و مهاجرت و عکاسی، این نظم ونظام فرو ریخت ، اسلام نتوانست یا نخواست از آن دفاع کند. امروز تلویزیون فوران تصویر است. در این نظم جدید، حجاب همچون فسیلی زنده جهان کهن علم می‌شود. پارادوکس این است که رفته رفته و به مرور زمان ابزار و اسباب به دیده آمده، قابل دیدن شده‌است. هیچ‌چیز تصویرتر از حجاب زنان در جوامع امروز غرب نیست.

- به دوران استعمار در کتاب شما مفصل پرداخته شده است. استعمار فرانسوی چه نقشی در تحول تصویر حجاب زن مسلمان بازی کرده؟
آن را نشانه مقاومت می‌دانستند. چیزی که از دست سلطه نگاهشان در می‌رفت.  و چون مرد بودند دوست داشتند زنان را ببینند و زنان خودشان را آشکار نمی‌کردند. از قرن نوزدهم به بعد نظرشان بر سر حجاب ثابت ماند. این را ادبیات آن زمان به اندازه کافی شهادت می‌دهد.  و نقاشی‌های مستشرقین. بعضی از این تابلوها که زنان برهنه و حجاب برداشته بر آن نقش شده‌اند، برای چشم بسیار قابل رضایت است اما راسیست و تحقیرآمیزاند: فانتاسمی که زنان با حجاب خود را برهنه نشان دهند. 
وقتی عکاسی ظاهر می‌شود، زنان واقعی هستند، اغلب روسپی که مجبورند در برابر دوربین خود را برهنه کنند. عکس‌های پورنوگرافی به صورت مخفی دست به دست می‌گردد. از آن بدتر کارت‌پستال‌هایی که زنان حجاب برداشته اکثرا با بالاتنه برهنه، خود را می‌فروشند، در دنیای استعمار، عرب معمولی را ترسیم می‌کند.

- چرا حجاب در اروپا و بخصوص فرانسه چنین  برانگیزانه است؟
این نامُدارایی نتیجه تاریخ طولانی استعمار و بعد از استعمار است. وقتی فرانسوی‌ها به افریقای شمالی رسیدند و زنان را زیر حجاب دیدند. به نظرشان غیرقابل تحمل آمد.
از زاویه قدرت و اروتیسم، هردو. مارشال بوژو، استعمارگر الجزایر می‌گفت: عرب‌ها از دست‌مان در می‌روند، چون زنانشان را از نگاه ما مخفی می‌کنند. حجاب نظم بصری
غربی را که برتری را به نگاه می‌دهد معترض است.: شفافیت، پرسپکتیو و نمایش و غیره. با پوشاندن خود زنان ناخواسته مطلوب اسرارآمیز خواستن می‌شدند.
برای همین در قرن نوزده در ادبیات و هنر هر دسیسه‌ای به کار می‌رود تا زنان را بی‌حجاب کند. در نقاشی مستشرقین حجاب اسباب اروتیکی‌ست: در حمام، در بازار برده، زنان حجاب برداشته‌اند. این یعنی فانتاسم. اصلا چنین بازارهایی وجود نداشته است.  و نقاشان هم به حمام‌های زنانه راه نداشته‌اند. بعد از آن تجارت کارت‌پستال‌هاست.
در تونس و الجزیره بر روی بساط‌ها کارت پستال زنان پوشیده و زنان نپوشیده می‌بینیم. جوامع مسلمان هم با این تصویر خراب‌شده خود روبرو شدند. در حالی که اسلام
تصویر را رد می‌کرد.  و جالب این است که در همان زمان حکومت وقت فرانسه مقام فردی مسلمان را به رسمیت می‌شناخت. در قانون اساسی فرانسه داشتن حجاب، چند همسری، ازدواج صغیر، زندانی کردن زن ضمانت شده‌اند.
در پایان دوران استعمار است در زمان جنگ الجزایر که فرانسوی‌ها کم‌ وبیش از سر زنان حجاب بر می‌گیرند.

- امروز حجاب رسواست، از طرفی چون وسیله فرمان‌برداری زن و از طرفی دیگر نقض لائیسیته به حساب می‌آید.
چیزی به ما اجازه نمی‌دهد که بگوییم زن باحجاب فرانسه بیش‌تر از زن کاتولیک سرکوب شده است.
زنان باحجاب مدعی چیزی هستند. تعلق، یقین. من نمی‌خواهم از جانب آن‌ها حرف بزنم. آن‌ها با داشتن حجاب می‌خواهند خود را متمایز کنند. به دیده بیایند. دیده شوند. من سعی می‌کنم این مسئله را از دایره  لائیسته و فمینیسم بیرون بیاورم که در آن گرفتار شده و پیش‌نهاد می‌کنم که به حجاب از زاویه قابل دیدن، نشان داده شده، نگاه شود.
نظام‌بندی بصری مسلمان تنها تصویر را ممنوع نمی‌کند: ظاهرشدن، تصویر کردن، تصویر شدن را هم تایید نمی‌کند و غایب و پنهان شدن را ترجیح می‌دهد.  و راز را. به  فرق پنجره و مشربیه نگاه کنید: یکی چشم‌انداز را قاب می‌گیرد و یکی آن رادر هم می‌ریزد. اما امروز حجاب که وسیله‌ای بود برای به دیدن نیامدن و تقریبا پنهان شدن، غیب شدن، به تصویر تبدیل شده است. نماد آن زن باحجاب است. زنانی که با خود را پنهان کردن، خود را آشکار می‌کنند ، گمان می‌کنند که آن‌چه نشان می‌دهند را مخفی می‌کنند وعلی‌رغم خود آشکار می‌کنند. غرب این را تحمل نمی‌کند. این شکل نشان دادن را. بر خلاف آیین کنونی شفافیت است.

- چگونه حجاب به این نماد تبدیل شد؟ در حالی که در قرآن این‌قدر کم از آن حرف می‌زند؟
قران در بهترین شکل حجاب را وسیله‌ای برای مورد تعرض قرار نگرفتن می‌داند. یعنی به دلایل عرفی و نه شرعی. اما با تمام این‌ها فرهنگ منتشر از دین است  که نگاه را
سرچشمه لیبیدینالی می‌بیند که باید مهار شود. ما فهم زهد چنین نظام بصری برایمان دشوار است. برای مثال اولین نمایشگاه در قاهره ۱۸۹۱ روی داد. صد سال پیش که هنوز
می‌شد در مراکش یا دمشق بدون دیدن تصویری به دنیا آمد و از دنیا رفت.
این نظام بصری‌ست که در هم می‌ریزد، با ورود عکاسی.  و بعد با تلویزیون و سینما، یار باوفای قدرت. تصویر بالاخره پیروز میدان شد و از نظام قدیمی تنها حجاب باقی
مانده است. از آن زمان این همچون فسیلی زنده، نوعی خاطره دنیای از دست رفته و حجب و حیا و خودداری‌ست.

- این توقع شفافیت در جوامع ما از کجا می‌آید؟
ایده قدیمی یونانی‌ست.  و بعد مسیحی که دو بعد را به هم می‌رساند. از یک طرف این یقین که راز را نشان دادن و آشکار کردن و قدرت را نشان دادن، قدرت می‌بخشد. مراسم و مناسک مذهبی یا سیاسی از آن‌جا می‌آید مثل نشان دادن تمثال شاه، تقدیس‌ها، تا به میان جمعیت رفتن و این نطق و نمایش‌های تلویزیونی امروز.
از طرفی بر اساس شهودآنچه پنهان است، مشکوک  و مظنون است. مناسک اعتراف و هم‌چنین تاکید بر شفافیت: چیزی برای پنهان کردن ندارم.
فکر نمی‌کنم که همه این‌ها رها و آزاد کننده باشد، در هر صورت حجاب را باید چون موضعی اعتراضی بر این توقع شفافیت عمومی فهمید.
ترجمه نیشابور

۲ نظر:

ناشناس گفت...

خانم! خیلی ممنون از این ترجمه! خیلی ممنون از این مطلب عالی. با اجازه شما در فیس بوک به اشتراک می گذارم. مرا بسیار زیاد به فکر فرو برد! (امیدوارم خوب باشید...بعد از مدتها امدم سراغ اینجا و ازین بر و آن بر دامنی پر کردم و بردم). چه خوب که هستید. اسفند

نیشابور گفت...

ممنون خانم
کاش از احوالتان می‌گفتید