۱۲ خرداد ۱۳۹۳

ولانتین غم‌گین


فیلمی را که ویکی‌پدیای فارسی به ولانتین غم‌گین ترجمه کرده در تلویزیون آرته دیدم. کارگردان مستندساز بوده است و فیلم سینمای مؤلف امریکایی‌ست. سینمای مؤلف امریکا خوب است. فیلم خوب است. در عکس‌های بدبختی و فلاکت امریکا چیزی هست، غیرقابل تقسیم. هیچ‌کجای دنیا این فلاکت را ندارد. فلاکت‌ها با هم فرق می‌کند. شاید زمینه درندشت امریکاست. آن آزادی نفس‌گیر. آن وسعت تنگ. آدم‌های بدبختی که در بیابان اتومبیل می‌رانند. اتومبیلی قراضه. چیزی وحشی هست که نظام و دولت امریکایی از آن حفاظت نمی‌کند. از این رو آدم‌ها تا به آخر می‌روند. آخر خود.  و با سرعت. اروپا در مقابل‌اش خیلی کوچک است و منطقه‌ای حفاظت شده. فیلم‌های اروپایی فلاکت،  مثلا فیلم‌های برادران داردن فرق می‌کند. نمی‌دانم فکر می‌کنم دوربین امریکایی خیلی دور- با فاصله است از سوژه‌هایش. شاید علت تصور من همان پهنای امریکاست. قاب‌ها بزرگ است و میدان دید فراخ. زمین پهناور امریکا مجال خوش‌بختی همه را ندارد. شاید بدبختی‌ای مهار نشده است.  و تفاوت‌اش این‌جاست.
نقدها می‌گویند قصه عاشقانی‌ست که فارغ می‌شوند. من اما این ندیدم. نه عاشق دیدم و نه فارغ. مردمانی برباد رفته دیدم. از آغاز برباد رفته. که نمی‌توانند از فلاکت خارج شوند. از کادر در بروند. عشق و عاشق بی‌گناهند. خارج از قاب‌اند.

هیچ نظری موجود نیست: