۲۷ خرداد ۱۳۹۳

داعش بغداد را نخواهد گرفت


فابریس بالانش روزنامه لوموند
ترجمه نیشابور

حمله داعش به ایالت سنی‌نشین عراق عرق سرد بر پیشانی سفارت‌‌خانه‌های غرب نشانده است. 
نورافکن‌هایی که به سوی سوریه گردیده بود باعث شده بود که این گروه بنیادگرا از یاد برده شده باشد. گروهی که در عراق وقتی‌که امریکا در سال ۲۰۰۳ به کشور حمله کرد زاده شد و طی ده سال جنگ داخلی رشد کرد. در این مثلث، سنی‌ها که قبلا عزیز دردانه صدام حسین بودند، به حاشیه رفتنشان را تحمل نمی‌کنند. نخست‌وزیرشیعه عراق آرا را در انتخابات مجلس از آن خود کرد و حالا می‌تواند بر حمایت کردها حساب کند.
سنی‌ها خود را در تقسیم غنایم نفتی، تنها عنصر وحدت عراق،  در موصل و کرکوک مورد تهدید می‌بینند. در این چنین زمینه‌ای‌ست که داعش تصمیم می‌گیرد به شمال عراق حمله کند. چرا که می‌تواند بر حمایت بخشی از مردم فلوجه و موصل و تکریت حساب کند. همه شورشیان عضو داعش نیستند. اما به قبایلی که با داعش بیعت کرده‌اند تغلق دارند. 
بحران سوریه به داعش فرصت خارج‌ شدن از مخفی‌گاهش را داد که در آن از سال ۲۰۰۶ و در حمله ضد شورش ژنرال پتروس منزوی شده بود.
در سوریه داعش می‌تواند  نیروهای نظامی‌اش را به کار ببندد و در روز روشن دستگاه‌اش را مستقر کند. پوشش متمرکز و فشرده و جهت‌دار نبرد در  کانال‌های تلویزیونی پان‌عرب مثل  الجزیره، یا کانال‌های مذهبی، رابط و واسطی‌ست برای نامزدهای اروپایی، عرب یا آمده از آسیای میانه‌ی جهاد بین‌المللی. هم‌چنین لطف و مرحمت سرمایه‌دارهای دست‌ودل‌بازخلیج که شمشیر اسلام را می‌بینند در دست صلاح‌‌الدین بر علیه نظام‌های سکولار کافر، بر علیه شیعیان و در نهایت آزادی فلسطین.
بالاخره داعش در زمین سوریه از انفعال خیرخواهانه دشمنان رژیم اسد بهره بردند. به خاطر کفایت نظامی‌اش، به خاطر این‌که از سوءقصدهای انتحاری استفاده کردند- داعش در عرض چند روز پادگان نظامی را تصرف کرد که برایش جنگ‌جویان ارتش آزادسازی سوریه ماه‌ها جنگیده بودند.
درست است که داعش شریعتی بی‌چون و چرا را تحمیل می‌کند و غربی‌ها را به گروگان می‌گیرد اما هدف نهایی سقوط رژیم سوریه است و یه این جهت در جنگ ضد بشار اسد  جای  خود را گرفته بود.
دسامبر ۲۰۱۲ ترکیه از داعش بر علیه شهر کردنشین راس‌العین استفاده کرد که آن موقع متعلق به جبهه‌النصره بود. در حالی که ایالت متحده آن گروه را در سیاهه گروه‌های تروریستی گنجانده بود. چند ماه بعد جبهه‌النصره میان هواداران البغدادی و ال‌جولانی به دو تکه شد. داعش و النصره شدند دو برادر دشمن در  جهاد سیاسی و با هم برای جلب رضایت القاعده نزد الظواهری رقابت می‌کردند. نوامبر ۲۰۱۳ اید‌ئولوگ القاعده به نفع النصره رآی داد و خشم البغدادی را بر انگیخت که خیلی زود حمله به هم‌سلاح سابق را آغاز کرد.
دلیل‌اش این بود که نمی‌خواست سرمایه‌داران گم‌نام جهاد بین‌المللی از او و گروه‌اش روی بگردانند و نامزدهای جدید جهاد به سوی گروه دیگر کشیده شوند. بعد از جنگ‌های خشونت‌بار داعش چند نقطه را در حلب از دست داد اما خود ر ا در شرق سوریه  با از بین بردن نیروهای شورشی رقیب قوی کرد. دیگر صاحب دره فرات شده بود با پای‌تخت‌اش رقه و آماده تا شهرهای کوچکی مثل میادین و البوکمال را در مرز عراق اشغال کند و این چنین سرزمین‌اش را تا مقرخود الانبار بگستراند.
می‌بایست با دو نظریه ترویج شده بوسیله اپوزیسیون سوریه، مقابله کرد. که نمی‌داند با قدرت‌گرفتن نیروهای بنیادگرا چه کند. اینکه مردم سوریه را زنجیره‌ای بر علیه دیکتاتور و برای سوریه‌ای لائیک و دمکراتیک می‌داند و دوم اینکه داعش زاده دست سرویس‌های اطلاعاتی رژیم اسد است.
اگر ارتش سوریه نادر مواقعی با داعش درافتاده برای این است که با باقی شورشیان می‌جنگد و برای این‌که داعش نقش لولوخرخره را برای مردم سوریه و برای غرب بازی کند که به نفع اسد است. داعش تنها از جنگ‌جویان آمده از خارج سوریه تشکیل نشده، بله درست است که رقابت بغدادی و ال‌جولانی میان خارجی و اهالی سوریه تقسیم شد اما از آن به بعد داعش از مردم سوریه یارگیری کرد. در شهر کوچک مرزی ترکیه در تل الیاد قبایل سنی بر علیه کردها به داعش پیوستند. در رقه دعواهای رقابتی هم آنان را به دامن داعش کشاند. همین طرح در موصل انجام گرفت. چرا که دعوا میان کرد و عرب جنگ را فرقه‌ای می‌کند. 

داعش بغداد را نخواهد گرفت. چرا که به محض اینکه از مثلث سنی عراق خارج می‌شوند، دیگر هوادار نخواهند داشت  و با مخالفینی سخت روبروخواهند شد. توانایی‌شان در سوریه خیلی بیش‌تر است. در میان اعراب سنی که خود را خیانت‌شده‌ی «دوستان سوریه» می‌دانند. فاجعه انسانی در سوریه مردمی را رادیکال کرده و به دکترین داعش نزدیک. ادامه جنگ داعش را نیرومندتر خواهد کرد و همه منطقه را تهدید خواهد کرد. عراق و اردن و لبنان را. بیش از سه سال جنگ، اپوزیسیون سوریه، غرب و نفت‌شاه‌‌نشین‌های خلیج در سرنگونی اسد شکست خوردند. از این‌جا به بعد نتیجه خود به خود گرفته می‌شود. ترجیح در منطقه مبارزه با بنیادگرایی دینی‌ست. یعنی باید برای یک آتش‌بس جدی با رژیم سوریه وارد مذاکره شد، مگر اینکه استراتژی هرج و مرج هدف واقعی ما در خاورمیانه باشد. 


فابریس بالانش مدیر مطالعات و پژوهش‌های مدیترانه و خاورمیانه است.

هیچ نظری موجود نیست: