۱۷ فروردین ۱۳۹۳

دکتر هوس


آن قسمتی که دکتر هوس با اتومبیل رفت و خانه یار سابق را فروریزاند خیلی خوب بود. عشق شوخی‌بردار نیست. دنیا پر است از عاشقان فارغ. این هم خوب بود که زندان رفت. یعنی باید می‌رفت.   عجیب بود که هنوز سناریوبافی می‌تواند چنین ببافد و از او شکایتی نشود. که خشونت را ترویج می‌کنی. فکر می‌کنم چطور می‌شود درد را نشان داد. چیزی که برای من سریال دکتر هوس را اعتبار می‌داد همین بود. نشان دادن درد و محکوم بودن‌اش. محکوم به درد بودن. محتومیت‌اش. محتومیت‌ها را نشان دادن خوب است. درد جسمی محتومیت است. درد روح است. در جامعه‌ای که درد را انکار می‌کند با نشان ندادن‌اش یا با بد نشان دادن‌اش یا ناتوان در نشان دان‌اش، دکتر هوس غنیمت بود. با کل سریال کار ندارم حتی اگر در سریالی پزشکی بودن هم موفق بود. من سریال‌های پزشکی را نگاه نمی‌کنم. اما در دکتر هوس علی‌رغم به صحت نزدیک بودن به علم، پزشکی بهانه بود. منتهی بهانه خوبی بود برای نشان دادن حقیقت. بهانه خوبی‌ست. چه از دردهای جسمی حقیقی‌تر. در کنار این همه شخصیت بی‌شخصیت فیلم‌ها و سریال‌ها، کاذب بودن‌شان، شخصیت دکتر هوس واقعی نه، حقیقی بود. ساختگی مطمئنا اما نزدیک به حقیقت. او آشکار کننده حقیقت بود. دروغ دیگران. 

هیچ نظری موجود نیست: