۱۶ اسفند ۱۳۹۲

دامن‌ها


بعضی‌ها چنان وانمود می‌کنند یا می‌خواهند باور کنند که تفاوتی میان روسیه و غرب هست. شما که نه سر پیازی و نه ته پیاز، چرا حالا حتما می‌خواهی بروی به دامن یکی. از غرب خوشت نمی‌آید، چرا به دامن روسیه پناه می‌بری؟ بی دامن شو. برهنه شو. رها شو.
ارزش‌های روسیه همان ارزش‌های کاپیتالیستی غرب است منهای ارزش‌هایی مثل دمکراسی- همان دمکراسی غربی و حقوق بشر و این حرف‌ها. در همه‌پرسی‌هایی روس‌ها گفته‌اند که از این قرتی بازی‌ها خوششان نمی‌آید. اگر پوتین مثلا بر علیه هم‌جنس‌گرایی  نظر می‌دهد برای این است که روس‌ها نظر خوشی به آن نشان نمی‌دهند.  پوتین اول در کا ژ ب بزرگ شده بعد هم در  لیبرالیسم وحشی.  روس‌ها خوشی‌هاشان را می‌آیند در دامن غرب. غربی‌ها هم تا توانستند از این گرایش و گرویدن روس‌ها به دامن لیبرالیسم استقبال کردند.
حالا هم مثل حیواناتی که می‌خواهند قلمرو خود را نشان کنند،  هر کدام تکه‌ای از اوکراین را می‌کشند یا لشگرکشی می‌کنند. حیوانات البته ادرار می‌کنند.
لازم نیست هی یا این پرچم را بلند کنی یا آن پرچم را. خودت بشو امپریالیسم و تکه‌ای از اوکراین را صاحب شو. وگرنه از این مناسبات بیرون شو.
آخرین نامه‌هایی که میان نادژدا از گروه پوسی رایت و ژیژک در و بدل شد خواندنی ست. در خوانش پوسی رایت استالینیسمی که پوتین در رویا می‌بیند دست در دست سرمایه‌داری قرار دارد.

هیچ نظری موجود نیست: