۲۶ اسفند ۱۳۹۲

نوشتن سفره است



 حوصله ندارم. حوصله روابط و رفت و آمدها و احوال‌پرسی‌های بی‌معنی. آداب و رسوم خوب است. سنت خوب است. قبلا حال کسی را می‌پرسیدی می‌گفت الحمدالله. نه تو به واقع حال می‌پرسیدی و نه او به واقع پاسخ می‌داد. رسم ادب بود. تو در پشت پرده می‌ماندی و قرار هم بر این بود. حالا که پرده‌ها دریده شده یا باید حقیقت گفت و برهنه بود و یا نباید گفت. همان به که مخاطب خاص نباشد. می‌گویی و می‌نویسی به این امید که صاحب متن نباشی.
کذب آدم‌ها تو را بیش از خودشان می‌ازارد. برای همین آن‌که تو را می‌شناسد تو را نمی‌خواند.
مگر در نوشته نشسته باشد. نوشتن سفره است. بفرمایید. نانی که قسمت می‌کنیم.
یکی گفته بود مسیح را وقتی بازمی‌یابیم که نان قسمت می‌کنیم. رجوع‌اش همان است. رجوع و رجعت‌اش.

هیچ نظری موجود نیست: