۱۴ مرداد ۱۳۹۲

من یکی دیگر است


من تا یه حال فکر می‌کردم که ترجمه این سطر معروف رمبوی شاعر «من غیر است»  یا من دیگری ست، است. اما همین الان نظرم عوض شد. ترجمه‌اش می شود این: من یکی دیگر است.
شاید یک فارسی زیان خوب متوجه نشود. چون زبان فارسی امکانات زیادی در اختیار ما می‌گذارد. همان ابهامش. این منی که رمبو می‌نویسد در زبان فارسی تفاوتش  نهان است.  یعنی منیت پنهان است. مثلا در زبان فارسی می توان گفت: من می‌روم.  در زبان فرانسه هم می توان گفت. اما در زبان فارسی می توان گفت: می روم. اما در زبان فرانسه نمی توان گفت. نمی توان فعلی صرف کرد بدون  آن‌که  فاعل و ضمبرش مشخص نباشد. اما در زبان فرانسه  واژه دیگری هست که می‌تواند جانشین من در زبان فارسی شود. وقتی روشن می‌گوید «تو می ‌دوی، من نفس نفس می زنم» که در زبان فارسی لحن معین می‌کند- در فرانسه ما مجبوریم واژه دیگری غیر از ضمیر اول شخص مفرد بگذاریم. در فارسی همان « من» است و در معنی و لحن مشخص می شود. در زبان فرانسه بعد از تشخیص معنی و لحن از واژه دیگری استفاده می‌کنیم.
این‌جا رمبو از ضمیر اول شخص مفرد استفاده کرده است. من. اما وقتی فعل را صرف کرده برای سوم شخص مفرد استفاده کرده است. برای فرانسوی انقلابی‌ست. برای فارسی زبان نه آنقدر. در واقع باید بشود که در زبان فارسی جمله را این‌طور ترجمه کرد: دیگری است. اما نمی‌شود. مجبوریم واژه من را بگنجانیم.  و وقتی می گنجانیم در فارسی امری خارق‌العاده نکرده ایم. حداقل در ساختار زبان فارسی نکرده‌ایم.
اما ان‌چه من امروز به آن فکر کردم این است:  رمبو واژه یک را قبل از دیگری یا غیر آورده است. می‌توانست نیاورد. در زبان فارسی تفاوتش خیلی محسوس و عیان نیست.  اما اگر جمله رمبو را درست ترجمه کنیم تفاوتش آشکار می شود. ۱-من دیگری است. ۲-من یکی دیگر است.
ان وقت می شود نشست و یه منظور رمیوی شاعر اندیشید. 

هیچ نظری موجود نیست: