۲۳ تیر ۱۳۹۲

لحن زن


دارم برای هشت‌صد و سی‌و پنج‌مین بار Out of Africa را می‌بینم. تلویزیون نشان می‌دهد.
تنها این بار است که متوجه می‌شوم بدون لحن صدای زن این فیلم این فیلم نیود. دهخدا می‌گوید لحن یعنی دریافتن و آگاه و خبردار گردیدن به حجت خود. زن می‌گوید زمین گرد است که ما راه‌مان را نبینیم، ندانیم. لحن صدای زن تمام این فیلم است. زمان‌های از دست رفته. مرد به زن می‌گوبد می‌خواهم چیزهایی نشانت دهم که به زودی نخواهد بود. مردها خوب است که همیشه چیزی نشان  زن دهند. زن‌ها خوب است که همبشه چیزی به مرد نشان دهند. مرد موی زن را می‌شوید.
زن خیلی جوان است و پیر هر دو.
فیلم سفید‌ها را نشان می‌دهد در خاک سیاهان. من خوش‌حالم که راز افریقا را فاش نمی‌کند.
ما افریقا را از چشم سفیدان دیده‌ایم. زن پایش را می‌شوید. مرد به زن می‌گوید که خوب است که او آن‌جاست. ما چیزی را با چشم خودمان نمی‌بیتیم. شب است. وسط بیابان خدا چادر زده‌اند. میز گذاشته‌اند و رومیزی انداخته‌اند سفید. سفیدها سفیدی‌شان را با خود می‌برند افریفا. هیچ سفیدی آنقدر سفید نیست که در افریقا.
چه پادشاهی بوده‌است افریقا.

هیچ نظری موجود نیست: