۲۹ تیر ۱۳۹۲

کودتای مصر- طارق رمضان


این مطلبِ  سایت طارق رمضان بود در باره کودتای مصر این هم ترجمه واقعا سرسری من
.................
دو سال از من دلیل نرفتنم به مصر را سوال می‌کردند. منی که به مدت هجده سال از ورود به کشور منع شده بودم. من هم پاسخ می‌دادم که با اطلاعاتی که در اختیار دارم روشن است که ارتش مصر هم‌چنان اوضاع را در مهار دارد و در واقع هیچ‌وقت صحنه سیاسی را ترک نکرده است.
هرگز در هیجان و هیاهوی  «انقلابی» عمومی شریک نشدم. و باور نکردم آن‌چه در مصر و تونس می‌گذرد میوه یک زیروروشدن ناگهانی تاریخی‌ست.  با مردم بد رفتار شده بود. دیکتاتور و بحران اجتماعی را تحمل کرده بودند و به خاطر کرامت‌شان به پاخاستند، به خاطر عدالت اجتماعی و آزادی. باید به این بیداری سلام کرد. به این «انقلاب روشن فکرانه» و به شجاعت مردم. اما نمی‌تواند با قرائتی ساده‌لوحانه از داده‌ها و بازی‌های سیاسی و ژئواستراتژیکی همراه و توجیه شود.
نزدیک به سه سال پیش در یک کتاب و چند مقاله خوانندگانم را هشدار دادم که چقدر تحلیل‌های سیاسی و رسانه‌ای از اتفاق‌های عجیب وملاحظات ژئواستراتژیک خالی‌ست.
ارتش مصر به بازی سیاسی نیامده است، ارتش مصر بازی سیاسی را هرگز ترک نکرده است. سقوط مبارک اولین کودتای نظامی داخلی بود که اجازه داد نسل جدیدی از نظامیان بر صفحه سیاسی پس پشت اکران یک دولت غیرنظامی قرار بگیرند. من اظهارات فرمانده ارتش را نقل کردم که گفته بود انتخابات ریاست جمهوری موقتی خواهد بود برای مدت شش ماه تا یک سال.
امریکائیان تمام روند را تحت نظر داشتند: متحد امریکا در مصر به مدت بیش از پنجاه سال ارتش است و نه اخوان‌المسلمین.  تصمیم به براندازی مرسی قبل از سی ژوئن گرفته شده بود. گفتگویی میان مرسی و ژنرال ال‌سی‌سی نشان می‌دهد که نقشه براندازی و بازداشت او هفته‌ها قبل از به میدان آمدن مردم که کودتای نظامی را توجیه می‌کند به نام اراده‌ی مردم، کشیده شده بود.
واکنش امریکا که از کودتا نام نمی‌برد را چگونه تحلیل کنیم. اگر کودتا را به رسمیت می‌شناخت نمی‌توانست از رژیم تازه  حمایت مالی کند. عجیب است که از یک طرف ادعای غافل‌گیرشدن می‌کند و از طرف دیگر باید از براندازی حمایت مالی و سیاسی و قانونی بکند.  اروپائیان هم به دنبالشان: «ارتش تنها از مردم حمایت و پی‌روی کرده است.»   خیلی دمکراتیک به ندایشان پاسخ گفته است . قطع برق که مردم به مدت چند ماه متحمل شدند، قحطی گاز و بنزین ناگهان متوقف شد. چنین به نظر می‌رسد که مردم را از نیازهای اولیه خود محروم کردند تا برخیزند.
امنستی انترناسیونال از رفتار عجیب نیروهای مصری خبر داد که تظاهرات را نگاه می‌کردند و مداخله نمی‌کردند. می‌گذاشتند خشونت بالا بگیرد. اما بعد به تمام آژانس‌های خبری از تصاویر با هلکوپتر گرفته شده که مردم را نشان می‌داد ارتش را در نقش نجات‌دهنده گرامی می‌دارند  مخابره می‌کردند.
پس ما در ادامه «بهار عرب» و «انقلاب» مصر هستیم که ارتش ژنرال سی‌سی محافظت می‌کند. ژنرالی که به دست ارتش امریکا تربیت شده. ژنرال هرگز ارتباطش را با امریکا قطع نکرده- انترناسیونال هرالدتریبون ششم و هفتم ژوئیه فاش می‌کند که او نه تنها برای امریکاییان شناخته شده بلکه با اسراییلی‌ها هم درهماهنگی بوده است. حتی در زمان مرسی. ژنرال قبلا در سرویس اطلاعاتی شمال سینا کا می‌کرده و در ارتباط یا امریکاییان و اسرائیلیان بوده است.
آن‌چه متعجب می‌کند ساده‌لوحی و فقدان تجربه و نوع ارتباطات مرسی است و متحدان او و سازمان اخوان‌المسلمین. به مدت سه سال من از نقد اندیشه و عمل و استراتژی حزب عدالت و آزادی و رهبران حزب دست نکشیدم- بیست و پنج سال است که از تحلیل‌های  سخت‌گیرانه دست برنداشته‌ام.
دام روشن بود و ندانم‌کاری واضح. می‌توان به مرسی خرده گرفت که تلاش نکرد تا با مخالفین وارد گفتگو شود و آن‌ها را به ورود به دولت یا به گفتگویی ملی دعوت نکرد اپوزیسیون با هر کار او مخالفت می‌کردند. اما مدیریت امور حکومت و رابطه‌اش با اعضای مرکزی حزب و گوش ناشنوایش به صدای مردم و بعضی از مشاورینش و تصمیم‌های غلطش که خود بعدا به غلط بودن بعضی از آن‌ها اذعان داشت باید مورد نقد جدی قرار بگیرد.
مهم‌تر از همه نبود بینش سیاسی و قدرت اداره فوریت‌هاست و در سیاست اقتصادی مبارزه با فساد و فقر و مدیریت امور اجتماعی و تعلیم و تربیتی.
توقعات صندوق بین‌المللی پول قدرت را در وضعیتی غیرقابل تحمل قرار داد: مرسی با سادگی بر حمایت این نهاد حساب می‌کرد. جالب است که امروز بعد از براندازی صندوق می‌خواهد وضعیت را عادی کند. بله ساده لوحی مرسی تعجب‌برانگیز است. دولت او و اخوان‌المسلمین بیش از شصت سال در اپوزیسیون بود و تحت سرکوب ارتش با تبرک امریکا و غرب، چطور فکر کرد که این‌ها از قدرت گرفتن او پشتیبانی خواهند کرد؟ به نام دمکراسی؟ مگر از تاریخ درس نگرفتند؟ از الجزایر و اخیرا از فلسطین. من منتقد محتوای سطحی برنامه و استراتژی سیاسی مرسی واخوان‌المسلمین بوده و هستم- سازش با ارتش و امریکاییان- سازش در اقتصاد تا مسئله فلسطین و غیره و درست این بی‌هوشی سیاسی است که تعجب بر می‌انگیزد. این‌که مرسی به ژنرال سی‌سی ده روز قبل از برکنار شدنش بگوید که او رئیس است و اوست که می‌تواند ژنرال را بر کنار کند و امریکا اجازه کودتا را نخواهد داد،  سورئالیستی‌ست.
موضع سلفی‌ها هم تعجب‌آور بود. که به نظامیان و به دمکرات‌ها پیوستند. با این حال آژانس‌های رسانه‌ای غرب سلفی‌ها را اسلامیست‌های متحد اخوان معرفی کردند در حالی که آن‌ها متحدین راستین نظام‌های امیرنشین هستند. متحدین منطقه‌ای امریکا. می‌خواستند مشروعیت مذهبی اخوان المسلمین را خدشه‌دار کنند. به هنگام براندازی مرسی به او خیانت نمی‌کنند اما استراتژی و وصلت حقیقی آن‌ها افشا می‌شود. غریب نیست که اولین کشوری که دولت تازه را به رسمیت می‌شناسد امارات و عربستان و قطر هستند که حمایت مالی‌شان می‌کنند. قرائت سطحی سیاسی می خواهد وانمود کند که عربستان یا قطر از اخوان پشتیبانی می کنند در حالی که آن‌ها ضامن سیاست امریکا در منطقه هستند. می‌خواهند گرایش‌های گوناگون اسلام سیاسی را پاره پاره کنند وآن‌ها را به درگیری بکشانند و کشورهای مختلف منطقه را متزلزل کنند.
این استراتژی مضاعف است و میان سازمان‌های سیاسی سنی عمل می‌کند ومیان شیعه و سنی. ایالات متحده امریکا مثل اروپا با اسلام سیاسی سلفی‌های امیرنشین - با ضدیت‌شان یا دمکراسی‌، با بی احترامی به حقوق اقلیت با پایمال کردن حقوق زنان و اجرای بی قیدو شرط شریعت هیچ  مشکلی ندارد. از منافع ژئواستراتژیک و اقتصادی منطقه و سیاست سرکوب  و عقب‌مانده‌ای که در داخل اعمال می‌کند، نگهبانی می‌کند.
باقی حفظ ظاهر است. میلیون‌ها مصری دومین انقلاب را حمایت کردند و ارتش را صدا کردند و ارتش هم فرمان برد. بعد ارتش  قدرت را به غیرنظامیان واگذار خواهد کرد.
هفته آینده سناریوهای در نظر گرفته شده برای غیرنظامی جلوه داده شدن رژیم فاش خواهد شد. باید به یاد آورد که ارتش به مدت ده‌ها سال چهل در صد از بخش اقتصاد را در دست دارد و اداره می‌کند و اولین توشه‌بردار کمک یک و نیم میلیارد دلاری امریکاست.
رئیس منتخب با گودتای نظامی سرنگون شد. چیزها را باید با نامشان خواند. مردم در خواست مشروع زندگی و زنده ماندن، عدالت و کرامت،  در عملیات رسانه‌ای-نظامی شرکت کردند. اوضاع وخیم است و سکوت غربیان افشا کننده. بهار عربی در کار نیست و انقلاب عطری تلخ دارد.


- طارق رمضان، نوه بنیان گذار اخوان‌المسلمین است. او ملیت سوئیسی دارد. روشنفکر و اسلام شناس و نویسنده و متفکر است و استاد در دانشگاه‌های غرب. ورود او به کشورهای زیادی ممنوع است. مثل مصر و عربستان سعودی و امریکای بوش. از هجده
سال پیش ورودش به مصر ممنوع شده است. او را دستگیر کردند و چون سوئیسی بود و نمی‌توانستند شکنجه‌اش کنند مصری دیگری را جلو چشمانش شکنجه کردند. فرانسوی‌ها او را دوست ندارند. با لائیسیته فرانسوی جور در نمی‌آید.

۲ نظر:

ناشناس قدیمی گفت...

ممنون از ترجمه. ضمنا طارق رمضان یک برنامه هفتگی ثابت در شبکه تلویزیونی پرس تی وی دارد به نام اسلام و زندگی

http://www.presstv.com/section/3510523.html
برنامه قبلش مربوط به روزه بود و روزه را در یک بافت وسیعتر به مقاومت در مقابل مصرفی وصل کرد که سرمایه‎داری هر چه بیشتر ترغیبش می‎کند

نیشابور گفت...

ناشناس قدیمی
من همان برنامه را در سایت خودش دیدم
ممنون از توجه‌تان و قدمت