۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

پیش پاافتادگی شر


مرد گفت: زدی همه چیز رو شکستی. قبلش زن به مرد گفته بود تو زمان نازی‌ها حتما باهاشون همکاری می‌کردی. مرد گفته بود تو زدی همه‌چیز رو شکستی. زن گفته بود چند لیوان و فنجان شکستم. اما تو می‌تونستی نازی باشی. مرد گفته بود می‌فهمی چی داری می‌گی؟ زن گفته بود تو از شنیدن حرف بیش‌تر وحشت داری تا دیدن کار. مرد گفته بود چیزی که تو می‌گی وحشت‌ناکه. زن گفته بود کاری که تو کردی وحشت‌ناکه.  و ادامه داده بود کار تو همان پیش و پاافتادگی شری‌ست که هانا آرنت می‌گوید. شر که همیشه وحشت‌ناک و هیولایی نیست. شر معمولا پیش و پا افتاده است. هیولایی‌هاش نادرند. مث اون پسر ژاپنی که تو دانشگاه پاریس هم‌کلاسی‌شو خورد. هانا آرنت رفته بود و در دادگاه آیشمن شرکت کرده بود و به آیشمن زل زده بودو و برداشته بود نوشته بود: این مرد نه ضد یهوده و نه هیولا. این مرد به شدت معمولیه. این مرد وحشت‌ناک معمولیه. این مرد یک کارمنده. . کارش رو انجام داده. از خودش نپرسیده. تفکر را تعطیل کرده. بعد یهودیا و اسراییلیا درآمده بودند که تو ما رو دوست نداری. از همون وقت اصلا که با هایدگر دوست شدی معلوم بود.
زن گفت: یادته من داشتم گریه می‌کردم تو آشپزخانه و درم  بسته بودم. تو آمدی درو باز کردی و گفتی معذرت می‌خوام. باید شام بخورم.  نازی‌هام خیلی با تربیت بودن و اضافه کرد کاش یهودی‌هام چند تا لیوان شکسته بودن.

هیچ نظری موجود نیست: