۲۰ اسفند ۱۳۹۱

از نامه‌ای به رئیس جمهور


از وبلاگ فرزند آزادی

این موج تا پایان ما کشیده خواهد شد. (نامه ای به ریس جمهور)

کی بود که "چوانگ تسه" را می خواندم " درختی صدساله بینگار.از آن شاخه ای می برند,با تکه ای از این شاخه, ظرفی مقدس می سازند, نگارین وقلمزده.باقی به گودالی می افتد و در آن می پوسد. آنگاه می گویند ظرف زیباست . وباقی زشت! (سهراب سپهری , دست نوشه ها)
سلام آقای رئیس جمهور
حال شما خوب است؟ این روزها حال عدالت چطور است؟! بعد از این همه سال یادم افتاده که من هم  باید مثل همه این مردم صبور, سنگین وعزیز به شما نامه بنویسم. وحرف بزنم.واین بار در این سطور خودمانی برخلاف همیشه – که شما را خادم جمهور می خواندم --  جناب عالی را رئیس جمهور خطاب کنم. چرا که بعضی ها باورشان شده که از آنجا که خود وتبار خود را بزرگ زاده می خوانند – هرچند گیرم پدر تو بود فاضل   از فضل پدر تو را چه حاصل – شما را رعیت زاده وخادم شخصی خود وطبقه اشراف این دیار می انگارند وهرگونه وبا هر لفظی به محضرتان توهین می کنند وافترا می زنند ! اما دریغ از طاقت کوچک ترین تلنگر و نقدی به خود یا وابستگان نسبی وسببی یا شرکا ی قبیلگی شان!
آقای رئیس جمهور
شما  در تاریخ 12/11/91 در آن مجلس عاشقانه وحضور پر معرفت وشجاعانه فرمودید که " یک رعیت زاده اید" "از مردم"و برای  مردم..... البته  هنوز در این دیاربعضی ها به رسم جاهلیت خود را به نسب بزرگ زاده می خوانند!........
آقای رئیس جمهور
راستش را بخواهید ما از همان بهاراول –27 خرداد 84 – باور کرده بودیم که شما از جنس خود مایی.هرچند آن روز ها هنوز به سیاق فرهنگ فئودالی بزرگ زاده ها, رعیت زاده یک فحش بود.و تحقیر! و در بهار دوم –22 خرداد 88 – هم ادعا می شد  13 میلیون رای بزرگ زاده واشراف , خیلی بیشتر از 25 میلیون رای رعیت زاده ها وپابرهنه ها ست.
 – که البته بعدا معلوم شد که همان 13 میلیون هم جزو طرفداران الیگارشی نبودند. که اگر هم الان رای گیری شود اکثر انها نیز جزو 25 میلیون هستند --
اما امروز به لطف ومجاهد ت شما رعیت زادگی یک افتخار است.چرا که در روز روشن یکی از محبوب ترین ومجاهد ترین مردان این روزهای مستضعفین جهان خودر را رعیت زاده خواند. رئیس جمهور ما رعیت زادگان. والبته که پاپرهنگی شرافت دارد.  -- وقتی پایت برهنه باشد زیرو بمی زمین را بهتر حس می کنی,می فهمی کجا ایستاده ای.کفش حایلی است میان تماس ما وخاک.فراموشی زیرو بمی زمین.چقدر دلم می خواهد پیاده در دشت های روستا بدوم....--
آقای رئیس جمهور
می خواهم با شما حرف بزنم,اما نه, باید از سرحد حرف گذشت... یادتان هست که به روستا ها می رفتیم,در میان موج مردم چه چشم اندازی ما را در بر می گرفت,در روزها نه مرگ بود و نه زندگی, جاذبه ای عظیم تر ونیرومند تر از این همه ما را می کشید. ابدیت از ما دور نبود.و عدالت هم.
آن روزها بود که من به معنی ناب مردمی بودن پی بردم, پشم انداز ما "ولایت" بود,"عدالت"بود. "شعارناب"بود. "شعورناب"بود..چیزی دیگر در این چشم انداز جریان داشت وآن "مهرورزی" میان ما بود. به راستی چه چیزی گرانبه تر از این؟ نسل ما کجای این گذشته بهاری سفر کند که جا پای این مهرورزی وعدالت خواهی را نبیند. یاد همه لحظه هایی می افتم که مردمی بودن را باشما زیسته ام.
اما اینجا جای سپاسگزاری است. اندک اندک خودم را در گذشته نه چندان دور, نزدیک کی کنم. مهرورزی می تراوید, شور عدالت فریاد می کشید, عطشی روشن در پرشورترین لحظه ریشه نی دوانید. ه گونه می توان از این همه شفافیت گذشت.!
پرنده ولایت – با دوبال عدالت ومهرورزی – که در شبی از شبهای کودکی ما به باغ ما آمد (1357 ش) وبه صدای پای من از لای شاخه های درخت انجیر پر کشید ورفت! جا پایش را تنها روی چند لحظه کودکی ما نگذاشت.نه, سایه اش را همراه ما کرد واین سایه تا اینجا تا همین لحظه کشیده شده است.این حادثه بر سیمای زندگی من خط یادبود نیست.تاروپود آن است.آن شجره طیبه با خوشه های سرخ وسپید وسبز,برچه بسیار نوسان های من سرانگیز است.زیر این پرچم سایه روشن را زیسته ام.درد ولذت رازندگی کرده ام.چگونه می توان گفت حالت هایی که در آن جریان یافته برشی است از زیست ما؟! نه , این موج تا پایان ما کشیده خواهد شد. بی خود خیال می کنند که از آن خورشید سفر کرده ایم.
بگذریم............
در فصل همدلی الیگارشی قدرت وثروت, برای بنده احضاریه آمده و شما مورد هجمه مستندات نامبارک واز سویی بایکوت رسانه ای شده اید! می دانم که این روزها انگار این دیار, دیار دیگری شده است! وما در فصل همدردی رعیت زادگان قرارداریم. اما بیهوده خیال می کنند بهار از این دیار سفر کرده است.کمترین وزشی بهار را به این سو سفر خواهد داد.وزشی به اندازه لرزش یک برگ.
*******************************************************
1- پی نوشت:این نوشته یک بیان معرفتی از حس  راقم این سطور است. اگر نه جز یک بار  ان هم در روز خبر نگار جناب خادم جمهور را از نزدیک ندیده! آن هم از چند متری
2-پی نوشت:خبرگزاری فارس:
لاریجانی با اشاره به عرفی‌سازی دینی از برخی گرایش ها که وحی را به برداشت شخصی تبدیل می‌کند انتقاد کرد و گفت: دشمن در کشور انسانگرایی روستایی به راه انداخته‌ که اصالت وحیانی فکر دینی را تنزل دهد و مجرای آن را که روحانیت و حوزه‌های علمیه تعریف شده تقلیل دهد.
لطفا در جلسات سه جانبه که رئیس محترم مجلس را دیدید تبیین این موضوع را هم از ایشان بپرسید یا به ایشان بفرمایید که برای مردم هم تبیین کنند.تا برداشت اشتباه نشود!

هیچ نظری موجود نیست: