۱۶ اسفند ۱۳۹۱

چاوزیسم


یکی نوشته در یکی از روزنامه‌های این‌جا امروز صبح
نیشابور هم سرسری ترجمه کرده:

من همیشه از خود پرسیدم چاوز چه می‌شد دو ونزوئلایی بی نفت. نفوذ چاوز با صعود قیمت نفت موازی بود. با صعود قیمت نفت قدرت‌اش فزونی یافت. وقتی به قدرت رسید در سال ۱۹۹۹ هر بشکه نفت خام در بازار بین‌الملل در میانگین سالانه ۱۷،۹۹ دلار بود. در سال ۲۰۰۸ به ۹۹،۹۶ و در سال ۲۰۱۲ به ۱۱۱،۹۶ دلار رسید.
این قدرن نفتی به چاوز قدرت نفوذ در امریکای لاتین داد و باعث شد به کشورهای متحد منطقه هم سخاوت‌اش را نشان دهد. ۳،۷ میلیارد کمک به بولیوی و اکوآتر و نیکارگوآ و کوبا.
در سیاست داخلی هم نفت امکان دست‌ ودل بازی به او داد. اما به چه قیمتی؟ او از این سلاح در بازار رقابت استفاده کرد.
اگر پزشک و دندان‌پزشک و رئیس کلینیک خصوصی بودید می‌بایست تحصیلات طولانی‌تان و سرمایه‌‌تان را از یاد ببرید. چاوز از کوبا در مقابل بشکه‌های نفت خام پزشک ارزان خریده بود.
اگر خرده بقال محله بودید، یا رئیس سوپرمارکتی، دولت شرکت‌های زنجیره‌ای و سوپرمارکت حکومتی به مردم عرضه کرده بود که در آن  اجناس به  پایین‌ترین قیمت به دلیل یارانه‌های دولتی به فروش می‌رسید.
برای فقرا خیلی خوب بود. خواهید گفت که به درمان دست‌رسی نداشتند و دچار سوءتغذیه بودند. بله اما این سیاست‌های اجتماعی و خدماتی تنها مختص فقرا نبود. به روی عموم گشوده بود. من در سال ۲۰۰۶ در مناطق مخالف‌نشین به چشم خود دیدم، حتی بورژواها از سوپرمارکت‌های حکومت خرید می‌کردند و به کلینیک‌های مجانی رجوع. همان شد که بازار خصوصی آب شد. می‌خواست با کاپیتالیسم مبارزه کند. با بقال محله مبارزه کرد. می‌خواست سوسیالیسم بولیواری را مستقر کند. مشتریان خود را یافت. متاسفانه بی‌شمار و این از قبل از قدرت گرفتن او بود. فقرایی که به محتاجان حکومت تبدیل شدند و همین طور رآی‌دهندگان و فدایی رئیس. پاداش سخاوت‌اش.
 و بخصوص فقرا را تکثیر کرد که به نوبت خود، وابسته خدمات اهدایی بخش عمومی شدند، وقتی که بخش خصوصی سایه خودش شد. این فقرای جدید به وسیله بسیج کمیته، «پیرهن‌قرمز‌»های محله شدند که به یاری رهبر بزرگ بولیواری می‌شتافتند و از نزدیک نافرمانان را زیر نظر داشتند.
ماشین مشتری‌سازی از فقرا که چاوز ابداع نکرده بود  پیرهن‌سرخ‌ها، «بی پیرهن»‌های آرژانتین سال‌های پنجاه را تداعی می‌کند. نتیجه‌اش قطبی‌شدن جامعه بود. آن‌جا که راست و چپ اغلب به صورت علنی- فیزیکی با هم گلاویز می‌شدند در فضایی پرتنش و خشونت‌بار.
کاریزماتیک و مگالومن در سخن‌رانی ۱۵ ژانویه ۲۰۱۱ چاوز ۴۸۹ بار واژه من را به کار برد.
رئیس فقید، وضعیتی پیچیده را به ارث می‌گذارد برای جانشین‌اش. متحد با دیکتارتورهایی با آینده‌ای ناروشن و یا به سر آمده مثل قذافی.  و دوستان هم‌جوار فقیر.
دولت‌مردان ونزوئلا باید هر چه زودتر دیپلماسی‌شان را از نو مرور کنند. با تورم سی در صد باید میان تندروی سوسیالیستی که بدون خشونت نخواهد بود و صلح‌سازی اجتماعی سیاسی، که جایی- کلامی به مخالفین در صحنه دمکراسی وا می‌گذارد،  انتخاب کنند. ممکن است که دیگر امکان سیاست سوسیال‌شان را نداشته باشند. امکانی که چاوز از آن طولانی مدت بهره برد. چرا که بهای نفت به دلیل بحران اقتصادی جهانی و استقلال برزیل و به زودی امریکا از انرژی  صعود دوران چاوز را نخواهد داشت.
بدون رهبر کاریزماتیک و بدون نفت و بدون دوستان با نفوذ، ونزوئلا فردا باید امکاناتش را دو باره بجوید. نه اینکه همچنان فقرا را در فقرشان تروخشک کند، بلکه آنان را از آن خارج کند و راه توسعه‌ای منطقی و متنوع را پی بگیرد.
آلترناتیو باور به این است که چاوزیسم این توهم نشسته بر بشکه‌های نفت یک اشتباه و خطر است. 

هیچ نظری موجود نیست: