۱۰ فروردین ۱۳۹۲

رد پا


رادیو می‌گوید که رد پای حیوان بر زمین اولین نوشته بود. حرف می‌زد. می‌گفت: بیا. پیدایم کن.

کَریم گربه‌ای اوزبک بود. صاحبانش یک روز کریم را به همسایه‌شان سپردند و سه‌هزار و دویست کیلومتر راندند و به سرای تازه‌شان، به روسیه رفتند. فکر کرده بودند که گربه تاب این همه راه را نخواهد آورد. بماند در قلمرواش. بهتر است. گربه‌ی اوزبک سه هزار و دویست کیلومتر را در نوردیده بود و به سرای صاحبانش، سه هزار و دویست کیلومتر آن‌سوتر رسیده بود. به در خانه.
رادیو می‌گفت چگونه باور کنیم؟ چگونه باور کنیم که گربه کریم بوده است. از کجا معلوم نباشد که صاحبان گربه، گربه‌ای دیگر را به جای کریم نگرفته باشند. راست می‌گفت رادیو، صاحبان نمی‌توانستند  به دیگران ثابت کنند که گربه همان کریم است و چون کریم است پس سه هزار و دویست کیلومتر راه رفته است. راه آمده است. به در خانه رسیده است.

رادیو می‌گفت، اما امیلی گربه کانادایی پوس- فرانسوی‌ها می‌گویند پوس الکترونیکی، داشت. زیر پوستش. پوس الکترونیکی سجل گربه بود. احوالش را ثبت کرده بود. می‌شد ثابت کرد که گربه‌ای که همان، تقریبا همان مسافت کریم را رفته بود و صاحبش را پیدا کرده بود، امیلی‌ست.

هیچ نظری موجود نیست: