۱۴ اسفند ۱۳۹۱

فرمول


خانم د فرمولی دارد برای وقتی می‌خواهد  هنرپیشه‌ای را از هنرپیشه‌ای جدا، نشان کند.
فرانسوی‌ها فرمول‌هایی دارند. ما فارسی‌زبان‌ها فرمول نداریم مگر در علم شیمی و ریاضی. منظورم این است که برای فرمول واژه نداریم. فرانسوی‌ها هم آدمای امروزشان نه، آدمای دیروزشان فرمول‌ها راساخته‌اند. فرمول چیزی‌ست مثل بسته‌بندی. قدما در مرور تکرار، تجربه‌ای را بسته‌بندی کرده‌اند و گذاشته‌اند طاقچه. آماده.
ما هم مثلا با سعدی تا این‌جا آمده‌ایم. یعنی سعدی ما را تا این‌جا آورده است. جورمان را کشیده‌است.
تا این‌جا سوار گرده سعدی بوده‌ایم. سعدی و قدما. بغچه به دست.

آدم‌های امروز فرانسوی وقتی می‌خواهند بگویند گیلاس کرمو‌ست، فرمول را از طاقچه بر می‌دارند و بسته‌اش را باز می‌کنند و می‌گویند مستاجر دارد. بعد بسته را دوباره می‌پیچند و می‌گذارند برای نفر بعدی.
نوعی سوسیالیسم در این عملیات هست. سعدی و قدما  اهل  به اشتراک گذاشتن بودند. اگر به دیده قدما بنگریم، با نگاهی قدیمی خواهیم گفت که اهل کرامت بوده‌اند. تمام نمی‌شوند. مثل سفره عیسی مسیح. هر چقدر هم که بسته را باز کنید و از آن چیزی بردارید  تمام نمی‌شود.
خانم د می‌گوید فلان هنرپیشه-هنرپیشه مورد علاقه خانم د سَکَنهَ دارد. یعنی یکی درون‌‌اش خانه کرده. یعنی خانه خالی نیست. فلان هنرپیشه تسخیر شده است. مصادره شده. وقف است.

یک هنرپیشه، خانه است. خانه‌ای که اجاره می‌دهد. مثل گیلاس که خانه‌اش را به کرم اجاره می‌دهد.

هیچ نظری موجود نیست: