۲۷ اسفند ۱۳۹۱

منزل


قدیم‌ها زندگی از محدوده خانه و حجره فراتر نمی‌رفت
زندگی اهالی منزل بود
البته منزل‌ها بزرگ‌تر بود
بجه‌ها بیش‌تر
گاهی از یک زن در هر منزل هم
دو منزل
گاهی منزل را بر می‌داشتند می‌رفتند صحرا
آن‌‌وقت زندگی اندکی آن‌طرف‌تر از منزل می‌رفت

وقتی می‌گفتند برو زندگی‌ات را بکن
معنی‌اش این بود که خیلی از خانه‌ات دور نشو
خانه مرز زندگی ترا از زندگی یکی دیگر مشخص می‌کرد
از خانه‌ای دیگر
خانه‌ها هم به این دلیل بزرگ‌تر بود و
 حیاط داشت و من تا مدت‌ها
شاید هنوز هم حیاط را حیات می‌نویسم
یک حیاط برای حیات‌مان کافی بود

حالا من سال‌هاست
 دور از خانه
خیلی دور از خانه
معلوم نیست زندگی چه کسی را می‌کنم

هیچ نظری موجود نیست: