۲۰ اسفند ۱۳۹۱

حفظ یکی



برای آقای خمینی حفظ نظام از نماز واجب‌تر بود. ابن را لابد رو به روحانیت گفته بود یا از جای‌گاه یک روحانی به عموم. همه حالا دیگر می‌دانند بازرگان گفته بود که قبایی بوده دوخته به قامت ایشان. حالا مدافعان نماز یک طرف‌اند و مدافعان نظام یک طرف. مدافعان نماز طرف نظام‌اند تا وقتی‌که نظام طرف نماز باشد.  و مدافعان نظام هم تا وقتی که نماز طرف نظام باشد.
شاید اگر آقای خمینی بیش‌تر عمر می‌کرد قبایش پاره می‌شد. می‌شکافت.  و این از لزوم چیزها برمی‌خیزد. آمیختگی زمان گاهی مثل آمیختگی هواست. می‌پوساند. فاسد می‌کند. از ورود زمان مثل ورود هوا نمی‌توان جلوگیری کرد.

اگر دست فشردن هم نه، دست دادن خاتمی کفن‌پوش به خیابان می‌کشاند از حفظ نظام بودـ نمی‌دانستند، همان زمان که تمام زن و منزل دیپلمات‌ها برای داشتن کارت اقامت یا هر کاعذ دیگر در فرانسه باید عکس بی‌حجاب  و بی‌کلاه  و باقی تقدیم کنند؟ بنده برای انجام هر کاری که به کنسول‌گری مراجعه کنم در یک جیب شناسنامه دارم با عکس باحجاب و در جیبی دیگر کارت اقامت  با عکس بی‌حجاب.

اگر کفن‌پوشان امروز به خیابان نمی‌آیند هم به خاطر حفظ نظام است. همان سال اول دولت نهم بود که احمدی‌نژاد در یکی از سفرهایش به امریکایی لاتین کنار دختری ترد و از آن‌ها که مادرم لخت و برهنه می‌نامید ایستاده بود. عکسی نشانش می‌داد. آن‌جا هم نظام حفظ شد.
من نمی‌دانم آن روز آیا مراجع عمامه از سر بیانداختند یا نه. اما دلیل دوری من از احمدی نژاد دوری ایشان از هر چه مرجع است.

آقا هم نشان داده‌اند که بیش تر به سوی نظام کشش دارند تا به سوی نماز و دوری مراجع از ایشان هم از این روست.
آن‌که می‌توانست، قدرت نه، توانایی‌اش را داشت که نظام و نماز را به هم وصل کند یا جلو  جدایی‌شان را بگیرد الان در زندان است. لابد  از صبح تا شب نماز می خواند و به نظام فکر می‌کند.  یک بار گفته بود از کشتی نظام پیاده شده‌ایم از اسلام که پیاده نشده‌ایم. به راستی نظام چگونه می تواند یک مسلمان را مجازات و محکوم کند.  یک بار سروش گفته بود خطاب به روحانی در قم: مگر محمد خاتم پیامبران نبود.



خیلی جالب است
عده‌ای می‌گویند احمدی‌نژاد برنده خواهد بود. چون دختران را به ورزشگاه دعوت می کند. مادر‌مرده‌ای را در آغوش می‌فشارد و.
دوران اصلاح‌طلبان اما دعوت به سکولار شدن بود. سکولاریزاسیون. می‌گویند. عده‌ای دیگر.
احمدی‌نژاد آخوند کنار می‌زند. دینی بی‌مرجع. آجیل مشکل‌گشا. دل‌ربا.
انقلابی بی‌سر.



از نامه حسین درخشان حالم به هم خورد.
چه دوران منحطی!

هیچ نظری موجود نیست: