۹ اسفند ۱۳۹۱

گردباد زندگی


حالا که استفان هسل نیست و این همه هست نمی‌توان به فیلم ژول و ژیم فکر نکرد. به زنی- مادرش که آواز می‌خواند و کودکی- او که همان دور برها بود. میان دو مرد و مادرش. استفان هسل می‌گفت هر وقت ژان مورو را می‌بینم هیجان زده می‌شوم.
ترانه را سرژ رضوانی ساخته است همان که گیتار می‌نوازد.

هیچ نظری موجود نیست: