۱۰ بهمن ۱۳۹۱

عنوان‌ها و مناظره‌ها و هاها



بازتاب امروز عنوان زده است:
ضرغامی: مناظره‌ها برگذار می‌شوند.

درون متِن گزارش از مناظره‌ها از قول ضرغامی خبری نیست و از مناظره هست.
من که عنوان بازتاب امروز را خواندم ذهنم رفت به سوی مناظره‌های سال ۸۸ -این شماره را هم با عدد نوشتم چون عدد مقدسی است، مثل دو تا مرغی که سقوط آزاد می‌کنند. البته سرانجام آن‌ها اصلا معلوم نیست. یعنی تصویر انجام حکایت سی‌مرغ را نشان نمی‌دهد. نمی‌دانم می‌شود به روایت عطار بسنده کرد یا نه. و عطاری دیگر حکایتی دیگر خواهد نوشت.
پس از آن به بعد یعنی از این به بعد، هیپوتز است. هیپوتز هم تقریبا یعنی فرضیه. می‌گویم تقریبا، چون هیچ چیزٍ دیگر، نمی‌تواند کاملا خودش باشد.
شاید سی‌مرغان همین الان که من دارم این نامه را می‌نویسم خورده‌اند زمین و سقوط انجام شده است. یعنی به انجام رسیده است و شاید هم درست قبل از آن،  اوج بگیرند، پر بکشند و به پرواز در آیند.
کسی چه می‌داند.
داشتم می‌گفتم من که عنوان را خواندم ذهنم رفت، بله ذهنم رفت. اما وقتی دیدم مناظره است و نه مناظره‌ها، ذهنم بازگشت.
نمی‌دانم شاید من این‌طور هستم. اما وقتی می‌گوییم مناظره‌ها یاد آن مناظره‌ها می‌افتیم. وقتی می‌گوییم مناظره، آن دیگر ندارد. می‌شود هر مناظره‌ای، خالی و خالص از یاد و خاطره‌ای. هر باری.  اما عنوان بازتاب می‌داند که هیچ مناظره‌ای دیگر خالی از یاد و بار  و خار نخواهد بود. گلی بی‌خار.
هر مناظره‌ای ما را به آن مناظره‌ها می‌برد. آن مناظره‌ها طریقی گشودند در تاریخ مناظره در ایران. تاریخ مناظره‌های تلویزیونی.
اول شدند. بله این عدد ۸۸ اول است و نه ۵۷. حالا دیگر ۵۷ چیزی را تداعی نمی‌کند. گاهی سین نگاهی به اعداد فارسی می‌کند و مثلا می‌گوید: چرا پنج‌تان قلب وارونه است. یا هفت‌تان چرا مرغی‌است که دیگر نه بالا می‌رود و نه پایین می‌آید. من در این مواقع نمی‌دانم چه باید بگویم. می‌گویم: ای سین، پرسش‌های تو پاسخی طولانی می‌طلبد. مثلا دیشب بعد از شام سر سفره از من پرسید: نام پدرت چه بود؟ این‌که دیگر پاسخ‌اش طولانی نخواهد بود. پاسخ من طولانی بود.


*دهخدا برگزار کردن و برگذار کردن، هر دو را معتبر می‌داند.

هیچ نظری موجود نیست: