۲۳ دی ۱۳۹۱

ازدواج هم‌جنس


این‌روزها- یک و دو  ماه است، «کف خیابان»های فرانسه شاهد تظاهرات مدافعان و مخالفان ازدواج هم‌جنس‌گراهاست. می‌گویند هشتاد در صد از مخالفان را کلیسای کاتولیک به خیابان می‌فرستد. بعضی هم می‌گویند که کف خیابان جای زورآزمایی هست اما  بیایید، بیاییم با هم حرف بزنیم. بعضی می‌گویند حالا که هم‌جنس‌‌ها در اسپانیا ازدواج می‌کنند دنیا به آخر رسیده؟ از آن به‌تر یا بدتر پرتقالی‌ها که خیلی هم مذهبی هستند. در فرانسه پنجاه‌هزار زوج هم‌جنس‌ با هم زندگی می‌کنند.

من در حزئیات بحث و گفت‌گو در کشورهای دیگر نبوده‌ام. چون هر کشوری با کشور دیگری فرق دارد. اما مدافعان جدی ازدواج هم‌جنس‌گرایان در فرانسه مسئله‌ای جدی را مطرح می‌کنند و آن جدا بودن دین از دولت و حکومت است در این کشور. می‌گویند هر فردی در جمهوری فرانسه یک شهروند است و باید از حقوق مساوی برخوردار باشد.  و ازدواجی که از آن سخن می‌رود ازدواج شرعی نیست. ازدواج عرفی است.  و اصلا کلیسای کاتولیک بی‌خود در چنین امری دخالت می‌کند. به او چه ربطی دارد. ما که نگفتیم هم‌جنس‌گرایان بروند در کلیسا ازدواج کنند. ما گفتیم که باید حقوقشان رعایت شود. هم‌چون هر کسی، یا هر دو هر کسی که می‌خواهند با هم زندگی کنند.  و آن‌هم تنها به دلیل چهارچوب دادن قانونی و حفظ منافع طرفین است. یعنی اگرمثلا یکی مرد، دیگری از حقوقی مثل مال، خانه محروم نشود. فرض کنید دو نفر با هم زندگی می‌کنند. پنج سال. ده سال. بیست سال. یکی می‌میرد. و مال‌اش می‌رسد به مادرش یا برادرش یا یکی از اعضای فامیل‌اش.  و هر کدام از آن‌ها می‌تواند بیاید و آن یکی را از خانه بیرون کند و مال‌اش را ببرد. فرض کنید دو زن با هم زندگی می‌کنند و یکی دارای فرزند است. فرزند خودش. بچه با دو زن چند سال، پنج سال، ده سال. بزرگ می‌شود و بعد یکی می‌میرد، زن دوم هیچ حقی نسبت به بچه ندارد. مادرِ مادر طبیعی یا حقیقی و حقوقی، مادر بزرگ می‌آید و بچه را با خود می‌برد.

اما همه مخالفین ازدواج هم‌جنس‌گراها تقریبا با ازدواج نیست که مخالف‌اند، - یعضی می‌گویند قدیم‌ها هم‌جنس‌گرایان می‌خواستند تفاوت‌شان را ثابت کنند حالا می‌خواهند هم‌مانند بودن‌شان را ثابت کنند.
خودشان هم‌جنسگراها می‌گویند قصه قصه عاشقیت است. همه‌چیز را عشق تصمیم می‌گیرد ما هم را دوست داریم. کلیسای کاتولیک هم گفته : خوب، فردا پدری پسرش را دوست دارد و پس فردا دو برادر هم‌دیگر را. اصل چرا سه نفر با هم ازدواج نکنند؟ یکی هم گفته: قبلا روابط جسمانی برای تهیه  و تدارک بچه بود. حالا هدف لذت بردن است. خوردن غذا از روی گرسنگی نیست از روی اشتهاست. یکی هم گفته: از روی شکم‌مویی. یکی هم گفته: آخر حالا وقت این حرف‌هاست. مردم دارند دوباره گرسنه می‌شوند و عاشقی یادشان می‌رود! یکی هم گفته: حق ازدواج یعنی حق طلاق.

 همه می‌دانند که مسئله، مسئله حق داشتن بچه است.  و سوآل‌شان این است. تا کجا حقوق و قانون می‌تواند از طبیعت دور شود. قانون طبیعت  و طبیعی‌ای که هر بچه از یک مرد و یک زن به وجود می‌آید. و یک مادر و یک پدر دارد.
دین چقدر از طبیعت می‌آید، یعنی آغازی مشترک دارد و قانون چقدر می‌تواند از هر دو دور شود؟

سابق بر این، خیلی وقت پیش برای ازدواج تنها یک شاهد کافی بود. بعدها کلیسا آمد که وصلت را تبرک کند. هنوز هم در کلیسای کاتولیک طلاق حرام است. البته ممنوع نیست. به کشیش و هر کلیسا بستگی دارد. به وسعت دید و برداشت و تفسیر کشیش و کلیسایش. خود من یک بار در ازدواج کلیسایی یکی از فامیل‌ها شاهد بودم که چطور کشیش خانواده و نه کشیشی که قرار بود مراسم را اجرا کند، آمده بود که مانع وصلت شود چون عروس یک بار طلاق گرفته بود.  و با عصای مادر بزرگ پیر متدین ، مادر داماد  از صحن کلیسا بیرون برده شد.

هیچ نظری موجود نیست: