۲۴ آذر ۱۳۹۱

من حسینم


دو روز است دارم این مراسم و نوحه ایام عاشورای شهر یزد را می‌شنوم و می‌بینم.

«من حسینم»
عجیب نیست؟ که حسین خودش را معرفی می‌کند؟ او را نمی‌شناسند. به جا نمی‌آورند. تا قبل از جمهوری اسلامی و نه انقلاب، همه حسین را به جا می‌آوردند. نمی‌شد که برود، نشده بود که برود بالای سکو و فریاد کند من حسینم، باورم کنید. خبالش راحت بود. حالا امسال ماه محرم می‌خواهد که باورش کنند. می‌گوید من حسینم. این حسینی که فریاد می‌کند که باورش کنند، حسین روز عاشورا که نیست. هزار سال و چند قرن  گذشته است. خودش دارد می‌گوید غروب عاشورا صبح بیداری‌ست. پس  قرن‌هاست که صبح بیداری‌ست. حالا دیگر همه حسین را شناخته‌اند. نه؟ پس چه شده است که آمده است امسال این‌جا در آن شهر کهنه و اخرایی و می‌خواهد که بازش شناسند. چه شده است؟

هیچ نظری موجود نیست: