۲۹ مهر ۱۳۹۱

کشاورزی آینده


ماری- مونیک روبن به تازگی کتاب جدیدیش منتشر شده است. کتاب پیشین‌اش به مسئله او ژ ام یا دست‌کاری دانه‌های نباتی پرداخته‌ است که اخیرا تحقیق و آزمایشی  نتیجه‌ خطرناک بودن آن یعنی تغذیه دانه‌های نباتی را مطرح کرده است. این آزمایش آخرین آزمایشی است که تغذیه موش‌ها را نه به مدت سه ماه بلکه به مدت دوسال نشان می‌دهد.
ماری-مونیک روبن در این کتاب اخیرش از امید و فردا حرف می‌زند. کتاب پیشین‌اش در باره دانه‌های دست‌کاری شده و کلا کشاورزی صنعتی تاریک و سیاه بود.
کشاورزی ارگانیک داستان چرخه زندگی‌ و زنده‌هاست. ماری- مونیک روبن می‌گوید که ماجرای این کتابش با این برنامه تلویزیونی آغاز شد که در آن وزیر و وکیلی می‌گفتند که بدون سم نمی‌توان به جمعیت روی زمین غذا داد و سیرشان کرد.

این خانم با چرخی به دور دنیا زدن و با خرده دهقانان جهان دیدار کردن و پای درد و درد‌دل و حرف‌هاشان نشستن، به ما می‌گوید که می‌توان با کشت ارگانیک به تمام دنیا غذا داد.

اول دهقان مکزیکی است با زنش. وقتی در زمان بوش پدر قرارداد تجارت آزاد امضا شد و ذرت‌های ارزان قیمت امریکا به مکزیک روانه شدند، مهاجرت شدت پیدا کرد و همان‌وقت که امریکا ذرت‌هایش را به سوی مکزیک سرازیر کرد، دیواری میان خود و مکزیکی‌ها کشید. دهقانان خرد مکزیکی بی‌چاره شدند. دست از کار کشیدند. عده‌ای مهاجرت کردند. ذرت امریکایی کیفیت خوبی نداشت. بهره‌ای کمتر از مواد غذایی برده بود. دانه های باستانی ذرت را که در خاک وآب و هوای مکزیک بالیده بودند، شکست می‌داد. به سم آلوده بود.  کمپانی مون سانتو دانه‌ها را با سم مخصوص آن می‌فروخت. خاک را فقیر می‌کرد.

بیش از صدهزار دهقان در هند از دست این کشاورزی صنعتی و کمپانی‌هایی مثل مون سانتو که دانه‌های ارزان و آلوده به کشور سرازیر کردند خودکشی کردند. ماری- مونیک روبن می‌گفت همین الان بیل گیتس در افریقا مشغول این کار است.

آن دهقان مکزیکی و زنش مقاومت کردند. کنار دانه‌هایی باستانی ذرت لوبیا کاشتند تا از ساقه ذرت بالا برود و به آن آویزان شوند.  و سهمی از مبارزه با آفت ذرت را بر دوش بکشد. لوبیا باعث جذب بعضی از املاح معدنی در خاک می‌شود. دهقان مکزیکی کنار ذرت و لوبیا کدو هم کاشت تا بر خاک میان دانه‌های ذرت که بزرگ و بلند می‌شوند سایه بیاندازد و علف‌های «دیوانه» را نگذارد که بیایند و قوت خاک را بگیرند و برگ‌های کدو خاک را خنک نگاه دارند و خاک زیر سایه برگ‌ها نفس بکشد. لابلای این همه هم نوعی آفتاب‌گردان کاشت تا خوراک چند تا دام باشد. از فضولات دام‌ها هم کود خاکش کرد.

دهقان مکزیکی می‌گفت که وقتی شما تنها یک دانه می‌کارید، آفت تنها به همان محصول حمله می‌کند در صورتی که وقتی چند محصول باشد هر کدام از گیاهان با آفت مبارزه می‌کنند و هر کدام سیستم دفاعی متفاوتی دارند. خطر بزرگی که ذرت را تهدید می‌کند نوعی پروانه شب یا شاپره است که در برگ ذرت تخم می‌گذارد و وقتی تخم‌ها به کرم تبدیل شد کرم‌ها به شاخه‌ها حمله می‌کنند و ذرت را از پای در می‌آورند.

کشاورزی صنعتی تک محصولی است  و کشاورزی ارگانیک که البته خود به چند نوع تقسیم می‌شود چند محصولی. دهقان ژاپنی می‌گفت که در زبان ژاپنی دهقان یعنی کسی که صد محصول می‌کارد. واژه صد در واژه دهقان هست. خود او در جایی در ژاپن که بیش‌تر محصولاتش واردات است، به کشاورزی مشغول است. معتقد بود که ژاپن نیازی به واردات ندارد. غیر از برنج شصت محصول به عمل می‌آورد و چند دانه نباتی. می‌گفت سه گاو برای این چند هکتارش کافی‌ست. و این دهقان ژاپنی در سال‌های ۶۰ سیستمی را که در اروپا رواج پیدا کرده و در فرانسه از سال ۲۰۰۱ اجرا می‌شود ابداع کرد. فروش مستقیم از تولید کننده به خریدار. فرض کنید که یک دهقان از بیست تا پنجاه خانوار مشتری دارد. حتی گاهی محصولات پیش فروش می‌شود. بعد هر هفته سبدهایی از محصولات بر اساس میل و نیاز خریداران تهیه می‌شود و به در خانه خریدار برده می‌شود.
بر سر میز شام و ناهار دهقان مکزیکی هر طعامی بود و هر طعام از باغچه او آمده بود. در برنجز‌ارش مرغابی‌ها را رها کرده بود تا به نشای برنج کمک کنند و گل و لای را شخم بزنند.

بیولوژیست و شیمی‌دان هندی که در امریکا درس خوانده بود به افریقا رفته بود تا به شناخت و پرورش گیاهی کمک کند تا در کنار ذرت کاشته شود و  آن پروانه شب به جای برگ‌های ذرت در برگ‌های آن گیاه تخم گذارد و  برگ آن گیاه تخم‌ها را از بین ببرد به خاطرخاصیت وفضیلتی که دارد. یا درختی را شناخته بودند که خاک فقیر از املاح معدنی را غنی می‌کرد وقتی برگ‌های آن را در خاک، خاک می‌کردند  رطوبت  خاک را هم حفظ می‌کرد.

ماری- مونیک روبن به خشک‌سالی‌ها و سرماها و گرما اشاره داشت که مبارزه با همه این‌ها برای کشاورز در دراز مدت خیلی گران تمام خواهد شد.
خود کشاورزان تک محصول امریکایی اعتراف می‌کردند که خاک دیگر مرده است و آفت پر روتر و پر زورتر شده و هر بار باید سمی قوی‌تر استفاده کرد و سهم بیش‌تری سم.  و رفته رفته محصول کاهش پیدا کرده است.

در سنگال دولت چند سال پیش از فصلی تا فصلی تقریبا به مدت شش ماه ورود پیاز را به کشور ممنوع اعلام کرد. غذای اصلی مردم سنگال برنج و پیاز است. دهقانان به کشت پیاز مشغول شدند. ایجاد کار کردند. دهقان سنگالی می‌گفت اگر کشت پیاز نبود فکر مهاجرت به سرش زده بود و رفته بود. محصول پیاز آنقدر زیاد شده بود که مشکل انبار آن به وجود آمده بود که باید برایش فکری می‌شد.

در جاهای دیگری در آلمان در اروپا، کوچک دهقانان به این باور می‌رسیدند که تنها راه نجات مردم گرسنه بر خلاف آن‌چه بانک جهانی و وزیر و وکیل و سیاست‌مداران می‌گویند، نه کشاورزی صنعتی که روز به روز و رفته رفته دانه‌های بومی و کشاورزی بومی را از بین می‌برد و باعث فقر خاک و فقر تنوع و بیماری و مرگ می‌شود  و حتی محصولش کاهش پیدا می‌کند، بلکه کشاورزی ارگانیک و بومی است که تنوع نوع و تنوع کشت را حفظ می‌کند و چرخه زیست با  تنها  حفظ تنوع  ادامه خواهد داشت. و استقلال  و امنیت تغذیه و مواد غذایی اصل اول استقلال است.   اما بدون تصمیم و یاری سیاست‌مداران امکان ندارد.
قابل توجه است که گزارش‌های سازمان ملل بیش تر و بیش‌تر رو به این مسیر دارد.

چند بار دیگر مفصل از کمپانی مون سانتو و مسئله تغذیه نوشته بودم.

هیچ نظری موجود نیست: