۱۵ شهریور ۱۳۹۱

بانک‌ها و بچه‌بازی


امشب می‌خواستم برنامه‌ای در باره بانک‌ها ببینم . درست همان‌وقت ایستگاه تلویزیونی دیگر برنامه‌ای داشت در باره بچه‌بازی در افغانستان. اصلا توطئه بود که من نفهمم که چه کسی این بحران اقتصادی را آفرید و که دنیا در دست کیست. و کیست که دارد یونانیان و اسپانیایی‌ها و ایتالیایی‌ها و  بقیه را بدبخت و بی‌چاره می‌کند. در هر حال موفق شدند و من برنامه بچه‌بازی را نگاه کردم.
بله این غربی‌های بدجنس رفته بودند افغانستان و فیلم گرفته بودند از بچه‌بازی. که چه نشسته‌اید بچه‌بازی در تمام افغانستان جریان دارد. در شمال در جنوب و در مرکز و دولت هم چشم بر آن می‌بندد.
بله، داستان این بود که  همان رؤسای جنگ و زمین‌دارها و قدرت‌مندان که همان قدرت‌مردان باشند، هرکدام چند پسر دارند. به آن‌ها رقص و ساز یاد می‌دهند و این‌جا و آن جا می رقصانندشان و گاهی هم اجاره‌شان می‌دهند. مثلا جایی عروسی است. عروسی مردانه البته.  و گاهی هم با آن‌ها  می‌خوابند. گاهی هم دعوا می‌شود بر سر پسری. هر کدام پسر بیشتری داشته باشد، لاف بیش‌تری می زند و باد بیش‌تری به غبغب‌ می‌اندازد. پسرها را از پدر و مادرشان می‌خرند. به نوعی. البته بچه‌ها هم عمرشان مثل مانکن‌های این‌جا کوتاه است و وقتی دیگر بچه نباشند لطف‌شان را از دست می‌دهند و جایشان را بچه‌های تر وتازه‌تر می‌گیرند.
راستی آخر فیلم گفتند که یکی از این بچه‌بازها فرار کرده رفته است ایران.

هیچ نظری موجود نیست: