۱۳ اسفند ۱۳۹۰

انتخابات روسیه و



فردا چهار مارس در روسیه انتخابات است. دو سه روزی رادیو و تلویزیون و کلا رسانه‌های فرانسه در باره روسیه برنامه داشتند. رادیو فرهنگی فرانسه بساطش را به مدت بیست و چهار ساعت نزدیک میدان سرخ که حالا دیگر قرمز است پهن کرده بود. میز‌گردهایی مرکب از افراد مختلف. مجموعه‌ای از آدم‌ها و نظرات و آرا متفاوت مخالف پوتین و فساد. از رهبر ارکستر که کارش را از دست داده بود و کارگردان سینما تا نویسنده. بعضی مدافع دمکراسی و آزادی غربی و بعضی مثل رهبر ارکستر معترض اما مدافع جنگ با چچن یا وطن‌پرست و دل‌سوز سربازان روسی.
در میانشان بوریس آکونین رمان نویس است که فرانسه را ترک کرده بود- محل زندگی‌اش را و به تظاهرات‌کنندگان پیوسته بود. ایشان وبلاگی دارد، پر بیننده و بازدیدکننده. از «مردم» پرسیده بود آیا بعد از انتخابات باز هم به خیابان خواهند آمد و هشتاد در صد از چندین هزار نفر، پاسخ مثبت داده بودند. بوریس آکونین معتقد است که این آزادی، آزادی قبل از انتخابات است و بعد از انتخابات معلوم نیست عاقبت تظاهرات کنندگان چه باشد. در واقع او از بعد از انتخابات خیلی می‌ترسد. می‌گوید که تظاهرات سیاسی نیست، رهبر ندارد و بیشتر اتیک و استتیک است. او هم بر جنبه عزت وکرامت‌خواهی تظاهرات کنندگان تاکید می‌کرد.
می‌گفت اول در مسکو بود و بعد در شهرهای بزرگ. اول هنرمندان و روشنفکران و دانشجویان بودند و حالا همه هستند.
از او پرسیدند که آیا همه پرسی در وبلاگش برای پاسخ گویان یا خود او خطری ندارد. گفت که نظام روسیه توتالیتر نیست و اتوریتر است. تلویزیون ماشین تبلیغات نظام است. اما نوشتن آزاد است. خطر مرگ ندارد. ممکن است کار و مال و جاه آدم از دست برود.


در میان گرد‌هم آمده‌ها کارگردان روسی بود که او را گاهی جانشین تارکوفسکی می‌دانند. آندریی زویاگینتسف که فیلمش النا چند روز آینده به روی پرده می‌رود. یک چیزی برای من شباهت است میان ایران و روسیه. این ارتباطی که روس‌ها و ایرانی‌ها با آسمان دارند. منظور«‌آسمانیات» است. البته هر دو در میان عشق و عطش خویش به زمینیات.

هیچ نظری موجود نیست: