۱۳ اسفند ۱۳۹۰

آقای الن بادیو و



دیشب این اقای الن بادیو که البته پسر خاله من نیستند و ما گه‌گاهی از خلال تلویزیون می‌بینیمشان و از حضرتشان فیض می‌بریم، گفتند ایشان رای نمی‌دهند. گفتند نه تنها رای نمی‌دهند، تحریم هم می کنند. گفتند هر کاری که نه، یک چیزکی می نویسند که اگر یکی مثلا مترو گرفته بود که برود و در فلان ایستگاه مثلا انتخاب کند، از خواندن همان چیزک منصرف شود و مسیرش را عوض کند. یک جوانکی جلویشان نشسته بود، روزنامه‌نگار و از این چیزها. دست‌هایش را به هم می‌مالید و نگاهی تحقیرانه و پرسشگرانه به پیرمرد می‌انداخت. آقا این چه حرفی می زنید. بابا چرچیل این گفت و آن یکی این گفت. آقای الن بادیو گفت: چرچیل گفت که گفت. جوانک گفت چه چیزی بهتر از دمکراسی؟ می‌دانید که عده‌ای، یعنی میلیون‌ها ادم دارند خودشان را می‌کشند یعنی به کشتن می دهند که حق رآی داشته باشند و انتخابات آزاد باشد و خلاصه. آقای الن بادیو گفت: بله می‌دانم اما کی گفته که این دمکراسی پارلمانی چیز خوبی‌ست. اصلا کی گفته که حرف آخر است. بشر هزاران سال طور دیگری زندگی کرده. مگر عمر دمکراسی پارلمانی چقدر است؟ دمکراسی پارلمانی نشان داده که با کاپیتالیسم زنده است. نه خیر مردم باید چیز دیگری ابداع کنند. اینکه اصلا دمکراسی نیست. خیلی وقت ها هم که آدم های وحشت‌ناکی از آن بیرون آمده اند. این یک نوع از مشارکت مردم است. راه‌های دیگری هم هست. شیوه‌های دیگری.
چیزهای دیگری هم گفتند. بماند برای بعد.

هیچ نظری موجود نیست: