۲ اسفند ۱۳۹۰

بازار انتخابات



آه
این ‌جا انتخابات است. بازارش گرم. دو سه روز هم هست که جناب سارکوزی جامه‌دیگری پوشیده‌اند، نامزدی. هم رئیس جمهور و هم نامزد ریاست جمهوری. پنج سال پیش که چندین سال وزیر و وکیل بود- او واقعا وکیل است یعنی مثل خیلی از دولت‌ و سیاست مردان وکالت خوانده‌ است، صحبت از گسست می‌کرد، همینطوری مردم را فریب داد، در نقش اپوزیسیون ظاهر شد. حالا هم که پنج سال خود خودش ریاست کرده است، باز می‌خواهد نقش اپوزیسیون را بازی کند ولابد از گسست با رئیس جمهور قبلی بگوید. مثل اینکه دوران این‌گونه است. چنین آدم‌هایی را تولید می‌کند. نمونه‌وطنی‌اش را که یادتان می‌آید؟ در مناظره‌ها؟

امانوئل تود که من هر جا باشد و نباشد، هر زمان باشد و نباشد می‌نشینم و به حرف‌هایش گوش می‌کنم، نه به خاطر حرف‌هایش، به خاطربازی‌ گوشی‌ش. شوخ‌طبعی‌اش. شادابی و طراوتش. سبکی‌اش. توانایی‌اش در پاسخ گفتن و رها بودنش. هر دو روز یک بار هم کتاب چاپ می کند و هر چند وقت یک بار هم پیش‌گویی که درست از آب در می‌آید. ریزش شوروی. بحران امریکا. بهار عرب. حالا همه از او می‌ترسند. او به شدت ضد سارکوزی‌ست. و اندکی ضد آلمان. در تحقیقاتش در مورد خانواده از نظام فامیلی آلمان نوشته و آن را مناسب زن و بچه نیافته است. در آلمان برعکس فرانسه زاد و ولد میزانش پایین است. می‌گویند به دلیل کمبود مهد کودک است. به نظر می‌رسد که دلایل دیگری هم دارد، مثل جایگاه زن در جامعه و خانه و خانواده. میزان زاد و ولد در فرانسه با ایران یکی‌ست. در مطلبی از کتاب قطورش گفته بودم.

چند روز پیش خانم مرکل به فرانسه امده بودند که به وضع یونان برسند. حالا هر دو روز یک بار یا سارکوزی المان است یا مرکل فرانسه. چقدر دلشان برای یونان می‌سوزد! خانم مرکل گفتند که از سارکوزی دفاع می‌کنند در انتخابات. بعد هم گفتند که خیلی عادی و معمول است که احزاب دوست از هم دفاع کنند.
عده‌ای گفتند که سارکوزی کار بدی کرده است که مرکل را بر داشته است وآورده است و نشانده است کنارش تا از او حمایت کند. مردم گناه اروپا را گناه مرکل می‌دانند که می‌خواهد بر اروپا سلطنت کند. مردم هنوز خاطره شصت سال پیش فراموششان نشده.

امانوئل تود گفت: هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یک روز از خواب بیدار شوم و فرانسه را با دو حزب راست افراطی ببینم که یکی‌ش مورد حمایت آلمان است. او حزب سارکوزی را پتنیست اعلام کرد. سارکوزی کارزار انتخاباتی‌اش را با صحبت‌هایی از ارزش هایش از فامیل و کار و وطن آغاز کرد. شعار پتن کار و فامیل و وطن بود. البته جای واژه‌ها عوض شده است. اما چون نیک بنگری....

گفته می‌خواهد همه چیز را به رفراندوم بگذارد. به او می‌گویند تو که به نتیجه رفراندوم مردم وقتی به اروپا نه گفتند محل نگذاشتی، باطلش کردی. همه پرسی به آن اهمیت! حالا می‌خواهی هر دو روز از مردم پرسش کنی؟ گفته‌اند تو می خواهی نهادها را در هم بشکنی. گفته است در باره بی‌کاری از مردم خواهم پرسید. می‌گویند تو می‌خواهی سندیکاها را در هم بشکنی. سندیکا به جای مردم با دولت مذاکره می‌کند. سارکوزی می‌خواهد مستقیم از مردم بپرسد. عده‌ای هم می‌گویند که این اصلا شدنی نیست و عوام فریبی‌ست. پوپولیسم است.

حالا وسط معرکه خانم راست افراطی که از سوی آلمان حمایت نمی‌شود و تازگی ها رفته است اتریش و در وین با فاشیست‌ها والس رقصیده است، دیده است که سارکوزی دارد جایش را و گفتمانش را می‌گیرد، کمی فکر کرده، فکرش رسیده به حلالیت گوشت مسلمان‌ها. که آی، آهای ای مردم، چه نشسته‌اید که به خوردتان گوشت حلال - ذبح اسلامی می‌دهند.
که اکثر گوشت‌های در فروش‌گاه‌ها ذبح اسلامی‌ست و شما نمی‌دانید. که نه تنها این دروغ به مصرف کننده و او را بی اطلاع گذاشتن است، بلکه حیوان در ذبح اسلامی عذاب می‌کشد آن هم به مدت چهارده دقیقه و بعد هم آن ریزش خون بر جسم و جان و گوشت حیوان گوشت را الوده به میکروب و ویروس می کند و حالا دو روز است که در فرانسه دارند از حلالیت گوشت سخن می‌رانند. هیچ درد دیگری ندارد.

چندی پیش آن گربه وحشی خانم بریژیت باردو داد و هوار کرده بودند که حیوان رنج می‌کشد. خودشان در اوج خودشان، در سال‌های شصت خیلی رنج کشیدند از دست آدم‌ها و از سینما و از اجتماع بیرون رفتند و از حیوانات دفاع کردند. نه تنها گربه‌ها. اولش فک و نوزاد فک و طفل فک واین حرف‌ها بود. بعد رسید به مسلمانان و گوسفند‌های عید قربان و ذبح اسلامی. تا مسجد و مفتی هم رسید و مفتی مسجد پاریس گفت. در پاسخ خانم بریژیت باردوکه پرسیده بود نمی‌شود حیوان را شما قبل از گلویش را بریدن، گیجش کنید؟ و تا آن جا که من اطلاع دارم گفت‌و گوها در این ایستگاه مانده بود. در اندازه گیجی وارد شونده بر حیوان.

هیچ نظری موجود نیست: