۱۷ بهمن ۱۳۹۰

لحظه بر ضد دمکراسی



حرف‌هایی از پل ویریلیو
فیلسوف و شهرساز
ترجمه نیشابور

پیشرفت در عین حال بدترین مصیبت‌هاست. بدتر و بهتر به هم مربوطند. جدا نشدنی. تویتر از این قاعده مستثنی نیست. هرچه بیشتر در سرعت بخشیدن پدیده‌ها وارد شویم، بیشتر علامت‌ها و نشانه‌ها را از میان برمی‌داریم. دیگر کشمکشی میان حقیقت و دروغ نیست. بلکه جانشینی هر چه سریع‌تر لحظه‌ی انکارنکردنی هیجانات عالم‌گیرانه. سنکرون، آنی، در تمام جهان.
موسیقی‌پژوه‌ها به شما خواهند گفت که رقص به دنبال ریتم است. ریتم رقص را می‌سازد. از این به بعد اخبار به دنبال ریتم است. این ریتم است که اخبار را می‌سازد. و این ریتم جهنمی است. یا الهی. انسانی نیست. اندازه آدمی و دمکراسی، زمان طولانی‌ست. : خبری می‌رسد.من می‌توانم جذبش کنم، تجزیه و تحلیلش کنم. تصمیم بگیرم با آن چه کنم. آنیت، همه‌جا حاضری، صفات خداوندی ست: خدا همه جا در یک زمان هست. در یک آن. غیرقابل انکار. به تفکر نیامدنی. این‌گونه است اخبار آنی، که از قضاوت انسان فرار می‌کند. ما سیاره انترنت را جشن گرفته‌ایم. اطلاعاتی که از سانسور عبور می‌کنند. همان که من تبلیغات پیشرفت نام داده‌ام. در حقیقت سرعت مهم‌تر از عبور از سانسور است. آنیت عکس اطلاعات است.
ایران را در نظر بگیرید. آن‌جا که همدلیی پیش آمد، مایکل جکسون مرد و تمام شد. مرگ شوبیز را گرامی داشتیم. در تمام جهان و در یک آن. و ایران از فوریت بیرون شد. لحظه‌ای گذشته بود. فعالین حقوق بشر آزرده شدند. گمان کرده بودند که چیزی گذشته است. اما فریب تبلیغات پیشرفت را خورده بودند. در واقع ایران وجدان‌ها را متآثر نکرده بود. سکانسی از رخسار آن دختر جوان بی‌نوا کشته شده در تظاهرات، از نزدیک- حالا دیگر نامش را از یاد برده‌ام، او نقشش را ایفا کرده بود: دلوز نام این را رخساریت گذاشته بود. چهره‌ای نمونه وظیفه‌اش را انجام داده بود و احساسات برانگیخته بود. و بعد جایش را به رخسار مایکل جکسون داده بود.

گمان می‌کنیم که از دمکراسی دفاع می‌کنیم. در حقیقت اما دمکراسی خورده شده است. خطاب دمکراسی به بافت اجتماعی سنجیده است، نه اختلاط فرد- شاهی که به کذب در یک هیجان عمومی اجتماع کرده‌اند. تا زمانی که به این مسئله فکر نکردیم، موفق نخواهیم شد دمکراسی زمان خویش را ابداع کنیم. آنیت فریب‌کار را دور زده و امتیاز حقیقی انترنت را حفظ کنیم. هجم و انتشار اطلاعات را. این یک کار عظیم تآمل و تفکر برای معاصرین است. ما باید به تنهایی به آن پیروز شویم. اصل آنیت گذشته را کهنه می‌کند. با زنده کردن نیچه و مارکس و داروین همچون که روزنامه‌ها می‌کنند، نجات نمی‌یابیم. آن دنیاها با تکنیک ما جور در نمی‌آید. به یک هوش و ذکاوت عمومی نیازمندیم امروز.

هیچ نظری موجود نیست: