۱ دی ۱۳۹۰

جدا از کثافت و کسالت



وقتی آدم کوچک بوده‌است و به او نگفته‌اند دنیا همه‌اش کثافت و کسالت است و آدم گمان کرده است که دنیا کثافت و کسالت نیست و از هر چه کثافت و کسالت فرار کرده‌ است و بعد که دیگر کوچک نبوده‌ است یعنی کوچک‌تر نبوده‌ است دیده است آنچه را که به او نگفته بوده‌اند و دیده است که جدا از کثافت و کسالت افتاده است یعنی جدا از دنیا.

شب جمعه نوشتم این‌ها را که هیچ‌کس نباشد تا به تنهایی‌اش خو کند.

هیچ نظری موجود نیست: