۱۱ آذر ۱۳۹۰

قصه ذلت قانون



«ذلّت قانون و قضا امروز به حدی است که شکایت از رهبر و جلب او به دادگاه در مخیله احدی از مردم ایران خطور نمی کند و با این همه حاکمان جائر ما، ادّعای ولایت و عدالت علوی دارند و شب و روز در مساجد و منابر در گوش مردم می خوانند که یک نامسلمان، علی‌ خلیفه مسلمانان را نزد قاضی برد و پیروز بیرون آمد.» +
آقای سروش

از همه چنین بر می‌آید که هیچ به آنچه که می‌گویند باور ندارند. به داستان‌های علی و حسین. که آن‌ها باید داستان باقی بمانند تا باز گفته شوند. هی گفته شوند. هر سال در رمضان و عاشورا. داستان‌هایی را که هی، هر سال تعریف کردی و بازش گفتی که نمی‌توانی عمل‌ش کرد. از داستانیت خارج می‌شوند. آنوقت داستان باقی نمی‌مانند تا گفته شوند. علی یک قصه است و حسین یک قصه است. قصه را که نمی‌شود شد. می‌شود باز گفت. باز گفت و در هر گفتی از آن دور شد.

هیچ نظری موجود نیست: