۴ آذر ۱۳۹۰

میان خطوط کف دست



خانم د بسته‌ای فرستاده. یک کتاب.بازش می‌کنم. صفحه‌ای. سمت چپ نوشته- نویسنده به فرانسه:
میان خطوط کف دست راه می‌روم
کف‌بینی
مطمئن‌تر است

اما جای خیلی دوری نمی‌رود


چند ورق آن سو تر:
هیچ مغازه‌ای
آینه‌ای نمی‌فروشد

که هرگز استفاده نشده باشد

و آن سوتر باز:
پزشکم را در کوچه دیدم
ناخوش است
نزدیک‌تر احساسش می‌کنم

مثل جاروبرقی غبار گرفته

هیچ نظری موجود نیست: