۲۸ آبان ۱۳۹۰

این آدم‌ها



بعضی آدم‌ها حد نمی‌دانند. این خیلی مهم نیست. مهم این است که ترا هم با خودشان می‌کشانند. و گفتن این‌که من نمی خواهم به این‌جاها بیایم، فایده‌ای ندارد. می‌گویند مجبورت که نکرده بودم. کافی‌ست که تو هم آدم باوفایی باشی، از بریدن‌ها و پاره‌کردن‌های جوانی دور. آنوقت خودتان را در جاهایی بی حد می‌یابید. خودتان را یعنی، خود را با این آدم‌های حدنشناس. چنان دور که راه بازگشت را گم می‌کنید. راه بی‌حدی را ادامه می‌دهید.
گاهی فکر می‌کنم که حد خداست. گاهی هم فکر می کنم که حد خود است.
گاهی فکر می‌کنم که هیچ بی‌خدایی را نباید به خود راه داد.


هیچ نظری موجود نیست: