۲۶ مهر ۱۳۹۰

.



نتنیاهو پشت سرش درختان خرما و پرچم‌های اسرائیل برافراشته، پشت سرش سیاه‌ی یهودی یا عینک دودی ایستاده، سخن گفت. بغض کرد. گفت که تصمیمی دشوار بوده است و ملت و مردم اسرائیل باز هم با هم یکی شدند و گفت که سرباز را، فرزند را به خانه‌اش بازگردانده‌است. در آخر به سوی کتاب مقدس رفت و آیه‌ای خواند که ما از ظلمات هر سلولی زندانی را باز می‌گردانیم.
کتاب مقدس با خاک اسرائیل یکی شد. یکی بود. یکی تفسیر دیگری. هزاران سال بود. زمان همان بود. ایستاده.

می‌گویند که پیروزی‌ِ خماس است بر عباس. می‌گویند انتقام نتنیاهوست بر نطق عباس در سازمان ملل. دویست هزار نفر در غزه گرد‌ آمده‌اند. به جشن و سرور. بیش از هزار زندانی و اسیر فلسطینی با یک سرباز اسرائیلی معامله شده‌اند. می‌گویند خماس در این معامله کوتاه نیامده‌است. می‌گویند برای اولین بار است که خماس به جای ترور معامله کرده‌است. می‌گویند انتخاباتی در راه است. در مصر و تونس و این تصویر، تصویر میدان غزه با این جمعیت، مسلما تآثیری بر انتخابات این دو کشور دارد. می‌گویند تبار خماس از مصر می‌آيد. و اسلام‌گراها در تونس نیرومندند. می‌گویند و باز خواهند گفت.

می‌خواستم بگویم در دل یا ذهن هر یهودی، خاکی هست، به نام یا بی نام اسرائیل. دومینیک استروس کان ، سوسیالیست فرانسوی و نامزد فرض شده‌ی انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ فرانسه، یک روز، پیش از جنجال اخیر گفته بود من هر صبح که از خواب برمی‌خیزم، به این فکر می کنم که چه می‌توانم برای اسرائیل انجام دهم. دست خدا بود که پای زن نظافت چی را به اتاق ِ هتل او کشاند! منظورم خدای یهودیان نیست.

هیچ نظری موجود نیست: